تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
رسول اللّه ! ما جماعتى بوديم كه پاس عريش مىداشتيم و جهاد نكرديم و جمعى جهاد مىكردند و گروهى اسير مىگرفتند ، اگر غنايم بهره جهاد كنندگان است ، بسيار از اصحاب را نصيبه‌اى « 1 » نخواهد رسيد . و از اين روى در ميان صحابه سخن درافتاد و هر يك از اين سه گروه ، خويشتن را در اخذ غنيمت اولى مىدانستند . پس خداى اين آيت بفرستاد :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ
« 2 » يعنى : اى محمّد سؤال مىكنند ترا از غنايم . بگو : اموال از خدا و رسول اوست . چون مردمان اين معنى را دانستند و مأيوس شدند و از منازعت بازنشستند . رسول خداى ، عبد اللّه انصارى را از بنى النّجار كه حافظ غنايم بود ، بفرمود تا آن اموال را حاضر ساخت و خمس خويشتن را نيز جدا نكرد كه بهره اصحاب زيادت باشد و آن غنيمت را بر جمله مجاهدين « 3 » بدر قسمت كرد و هر كه شهيد شده بود ، بهرهء او را به اهل او رسانيد و آن هشت ( 8 ) كس را كه از سفر بدر تخلف داشتند ، « 4 » چنان كه مرقوم افتاد ، هم نصيبه فرستاد .

در شناختن ذو الفقار

در اين وقت سعد بن أبى وقاص عرض كرد كه : سواره مجاهد را مانند پياده ضعيف بهره مىفرمائيد ؟ فرمود : ثكلتك امّك خداوند به بركت ضعفا ، شما را نصرت داد . آنگاه شترى كه أبو جهل بر آن سوار بود از بهر خود اختيار فرمود ، و شمشير عاص بن منبّه بن حجاج را كه « ذو الفقار » نام داشت ، به امير المؤمنين حيدر داد و ( ذو الفقار ) به فتح فاء جمع فقاره است . همانا در پشت آن تيغ فقرات « 5 » بود . و هم گفته‌اند چون على عليه السّلام ، عاص را بكشت آن شمشير را خويشتن برگرفت و آن تيغ بعد از شهادت امير المؤمنين ، به ميراث مىرفت تا به محمّد بن عبد اللّه بن حسن بن على عليه السّلام رسيد و در جنگ منصور عباسى چون شهادت خويش نزديك
هامش
( 1 ) . نصيبه : بهره و قسمت . ( 2 ) . انفال ، 1 : دربارهء انفال ( غنايم ) از تو مىپرسند ، بگو : انفال از آن خدا و پيامبر است . ( 3 ) . جمله مجاهدين : تمام جنگجويان ( 4 ) . در جنگ بدر حاضر نشدند ( 5 ) . فقرات پشت از گردن تا مقعد ( س ) .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 810 | لسان الملك سپهر