كرد به درختى كه قريب به آن حضرت واقع بود و مفسران در اين آيت سخن بسيار كردهاند .
گروهى گويند : مجتهد چون خطائى كند ، بر آن خطا معاقب نباشد . و بعضى گويند : اين حكم خاص اهل بدر است كه ايشان معذّب نخواهند بود . و جماعتى گويند : هيچ قومى را به جهت امرى كه نهى صريح نرسيده باشد ، عذاب نكنند . و قيل : المراد انّ الفدية الّتى أخذوها تستحلّ لهم « 1 » .
و هم گويند : اينكه در جنگ احد مسلمانان شكسته شدند و ادراك مصائب كردند ، بدان سبب بود كه در بدر قبول فديه نمودند ، اما علماى شيعه اثناعشريه ، سخن عامه را نپذيرند و انبيا عليهم السّلام را به اجتهاد و خطا نسبت نكنند و تواند بود كه هم از روايت ايشان بر ايشان برهان كنند ، چنان كه ابن حجر در شرح « صحيح بخارى » گويد كه : ترمذى و نسائى و ابن حيان و حاكم به اسناد صحيح از على مرتضى آوردهاند كه : چون سخن بر آن نهاده شد كه به حكم خداوند در حق اسرا و اموال كار كنند ، جبرئيل عليه السّلام به نزديك رسول خداى آمد و گفت : مخيّر ساز اصحاب خويشتن را در كشتن اسيران بدر و اخذ فديه از ايشان ، اما دانسته باشند كه چون فديه گيرند ، به شمار اين اسيران در سال ديگر از مسلمانان مقتول خواهد شد . بدين شرط رخصت خدا حاصل شد . چنان كه اين آيت مبارك گواه باشد .
فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً .
« 2 » يعنى : بخوريد از آنچه به غنيمت و فديه حاصل كردهايد كه حلال و پاكيزه است .
پس پيغمبر بدين شرط اصحاب را مخيّر ساخت ، و ايشان اختيار فديه كردند و اصحاب رسول خداى را در اخذ فديه نه همه انديشه حطام « 3 » دنيوى بود ؛ بلكه شهادت در احد را وصول به جنان جاويدان مىدانستند و در طلب شهادت بودند ، در اين صورت تجويز اجتهاد و خطا بر پيغمبر خدا روا نباشد . اكنون بر سر داستان شويم .
چون كار بر قسمت غنايم و اخذ فديه قرار گرفت ، سعد بن معاذ عرض كرد : يا
هامش
( 1 ) . يعنى : و بعضى گفتهاند : مقصود اين است كه فديهاى كه اهل بدر از اسيران گرفتند ، براى آنها حلال است .
( 2 ) . انفال ، 69 : از غنيمتى كه گرفتيد ، بخوريد كه حلال و پاكيزه است .
( 3 ) . حطام ، كنايه از مال پست و بىارزش است .