تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
و عقبة بن ابى معيط آخر كس بود از مقاتلين بدر كه به دست على عليه السّلام مقتول گشت ، اسيد بن ابى اياس در تحريض مشركين قريش به جنگ آن حضرت اين شعرها بگفت :
فى كلّ مجمع غابة اخزاكم * جذع ابرّ على المذاكى القرّح
للّه درّكم أ لمّا تنكروا * قد ينكر الحرّ الكريم و يستحى
هذا ابن فاطمة الّذى افناكم * ذبحا و قتلة قعصة تم يذبح
اعطوه خرجا و اتّقوا تضريبه * فعل الذّليل و بيعة لم تربح
اين الكهول و اين كلّ دعامة * فى المعضلات و اين زين الابطح
افناهم قعصا و ضربا يفترى * بالسّيف يعمل حدّه لم يصفح

[ چگونگى تقسيم غنائم ]

و بعضى بر آنند كه : روز يكشنبه رسول خداى كوچ داد و از بدر به غرو الطّين آمد و در آنجا اصحاب با سلاح جنگ ، نزد آن حضرت صف برزدند و اسيران را يكان‌يكان پيش گذرانيدند و در آنجا اين حكم با نضر و عقبه به امضا رفت ؛ و از آنجا اراضى اثيل را از پس سر انداخته ، به ديه صفرا عبور فرمود و بر سر چاهى كه ادنان « 1 » نام داشت ، لشكرگاه كرد و صناديد اصحاب را انجمن ساخته با ايشان در كار غنايم و اسيران مشاورت انداخت و فرمود : چه مىانديشيد در كار اين رجال و اين اموال كه اسير و دستگير شماست ؟ مردمان خاموش بودند . نخستين عمر بن الخطّاب ، سر برداشت و عرض كرد : يا رسول اللّه من چنان مىبينم كه اين خواسته و غنايم را بايد حفر كرد و به خاك اندر سپرد تا ضايع ماند ؛ و اسيران را جمله مقتول ساخت و هر كه را از اين اسيران
هامش
- حالى كه بودند آن زنان پوشندهء جامهء عزا ، تشنه ، هويدا شده نايافتن ايشان پسران خود را . مقيم شد از ايشان در چاه بدر گروهى خداوندان دليريها در زمين‌هاى درشت و زمين نرم . خواند گمراهى از ايشان كسى را كه خواند ، پس اجابت كرد او را ، و مر گمراهى راست سبب‌هاى بريده پيوند . پس گشتند نزد سراى دوزخ به جانبى ، از واسطهء ستم و ظلم در مشغول‌كننده‌تر كارى ( نقل از : شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين . . . ص 659 - 662 ) . ( 1 ) . ادنان : منزلى است در طرف يمين بدر و از آنجا تا بدر سه ميل راه است .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 806 | لسان الملك سپهر