فسائل بنى بدر اذا ما لقيتهم * بقتلا ذوى الاقران يوم التّمارس
و انّا أناس لا نرى الحرب سبّة * و لا ننثنى عند الرّماح المداعس
و هذا رسول اللّه كالبدر بيننا * به كشف اللّه العدى بالتّناكس
فما قيل فينا بعدها من مقالة * فما غادرت منّا حديد الملابس « 1 »
اما طالب بن ابو طالب كه در لشكر كفار بود اين رجز برخواند :
يا ربّ انّى يغزون بطالب * فى مقنب من هذه المقانب
فى مقنب المغالب المحارب * فاجعله المسلوب غير السّالب « 2 »
و نفرين بر قوم خويشتن كرده ، مسلمانان را دعاى خير همىگفت . مشركين گفتند : اى طالب همانا تو مسلمانى اگر كار بدين گونه خواهى كرد ، ترا به سوى مكه گسيل كنيم كه ما را هزيمت مىكنى . و او را به سوى مكه مراجعت دادند .
در اين وقت رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله ، چون بر قلّت اصحاب خويش نگريست ، دست برداشت و گفت : الّلهمّ أنجز ما وعدتنى ، الّلهمّ أنجز ما وعدتنى ، الّلهمّ أنجز ما وعدتنى ان تهلك هذه العصابة من الاسلام لا تعبد فى الارض أبدا . و چندان الحاح فرمود ، كه ردا از دوش مباركش بيفتاد . در اين هنگام به روايت اهل سنت ، ابو بكر بر رسول خداى تعريض آورد و دست بيازيد « 3 » و دست آن حضرت را بگرفت و گفت : يا رسول اللّه بر خداى به دعا اندر ستم مكن . پيغمبر فرمود : اى پسر ابو قحافه به جاى باش كه من وعدهء او را همىخواهم و همچنان خداى را مىخواند ، تا آن حضرت را اندك خوابى بربود . در حال با خويش آمد به مفاد :
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ .
« 4 » يعنى : وقتى كه استغاثه مىكرديد از پروردگار خود ،
هامش
( 1 ) . آيا فرزندان نادانى گمان مىكنند كه ما بر پشت اسبان در ميان سواران مانند آنها نيستيم ( و تنها مرد عبادت و زهديم ) اگر مردمان جنگ بدر را ديدى ، از كشتهشدگان روز جنگ پرسش كن . ما مردمى هستيم كه جنگ را عار نمىدانيم و از نيزههاى آكنده ميان برنمىگرديم . اين است فرستادهء خدا كه چون ماه در ميان ما مىدرخشد و به وسيلهء او خدا دشمنان را سرنگون كرده و از بين برد .
( 2 ) . خدايا اگر چنان افتد كه طالب در ميان سوارهاى از اين سواران در جنگ فرو افتد باشد كه او يغما زده شود ، نه يغماگر و شكست خورده باشد نه چيرهگر .
( 3 ) . دست دراز كرد .
( 4 ) . انفال ، 9 : هنگامى كه از پروردگارت يارى خواستيد و او پذيرفت من با هزار فرشتهاى كه پياپى فرود مىآيند ياريتان مىكنم .