تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
بزرگتر . عرض كردند : جهاد بزرگتر كدام است ؟ فرمود : جهاد با نفس اماره .

شعار مسلمين در غزوات

و همچنان بايد دانست كه هر لشكرى را در جنگ شعارى است « 1 » ، و شعار لشكر آن باشد كه در تاريكى گرد و ظلمت شب سخنى را تكرار كنند ، تا دوست از دشمن بدانند و ضرب نابهنگام نرانند . همانا شعار اصحاب رسول خدا در جنگ بدر و جنگ احد به روايتى « يا نصر اللّه اقترب » بود ، يعنى : اى نصرت خداى نزديك شو ؛ و در جنگ بنى النّضير « يا روح القدس ارح » بود يعنى : اى روح القدس راحت بده ؛ و در جنگ بنى قينقاع « يا ربّ لا يغلبنّك » بود ، يعنى : الهى كفار بر سپاه تو ظفر نجويند ، و در جنگ طايف « يا رضوان » بود و در جنگ حنين « يا بنى عبد اللّه » بود ؛ و در جنگ احزاب « حم لا ينصرون » بود و در جنگ بنى قريظه « يا سلام اسلمهم » بود و در جنگ مريسع كه جنگ بنى المصطلق است « الا الى اللّه الامر » بود و در جنگ حديبيه « الا لعنة اللّه على الظالمين » بود ؛ و در جنگ خيبر « يا علىّ آتيهم من غلّ » بود . و در فتح مكه « نحن عباد اللّه حقّا » بود و در جنگ تبوك « يا احد يا صمد » بود « 2 » . و رسول خداى از اسب دوانيدن و شتر با هم گروگان نهادن و دوانيدن مضايقت نمىفرمودند ، چه اين كار از بهر جهاد قوتى و اعدادى « 3 » باشد و نخست حكم خداى
هامش
( 1 ) . شعار ، در لغت به معنى پيراهن زير و در اصطلاح كلمه يا جمله مخصوصى است كه به طور قراردادى در جنگ وضع مىكرده‌اند كه در تاريكى شب افراد خودى را از بيگانه و دشمن بشناسند ، مانند اسم شب . ( 2 ) . به روايت واقدى : شعارهايى كه رسول خدا ( ص ) در جنگها داشتند چنين بود : در جنگ بدر « يا منصور امت » و گفته‌اند كه براى مهاجران شعار « بنى عبد الرحمن » و براى خزرجيان « بنى عبد اللّه » و براى اوسيان شعار « بنى عبيد اللّه » را تعيين فرموده بود . در جنگ‌هاى احد و بنى نضير و مريسيع شعار « امت ، امت » را تعيين كرد ، و در خندق « حم لا ينصرون » ، در قريظه و غابه و طائف شعارى معين نبود ، و در جنگ حنين همان شعار « يا منصور امت » تعيين شده بود . در فتح مكه و خيبر براى مهاجران « بنى عبد الرّحمن » و براى خزرجيان « بنى عبد اللّه » و براى اوسيان « بنى عبيد اللّه » را تعيين فرموده بود . ( مغازى ، 1 / 5 - 6 ) . ( 3 ) . اعداد : تهيه ديدن و آماده كردن
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 710 | لسان الملك سپهر