و ديگر مىفرمود :
نخلستان را مسوزانيد و به آب غرق مكنيد و درختان ميوهدار را برنياوريد و حرث « 1 » و زرع را مسوزانيد ، باشد كه هم بدان محتاج شويد ؛ و جانوران حلال گوشت را نابود مكنيد ، جز اينكه از بهر قوت « 2 » لازم افتد ؛ و دشمنان را به سه چيز دعوت كنيد ، هر يك را بپذيرند ، از ايشان بپذيريد :
نخستين اسلام عرض كنيد . اگر مسلمان شدند ، هم طريق هجرت نمائيد ، چه اگر هجرت را قبول كنند ، از غنيمت بهره گيرند و اگر در خانههاى خويش بمانند ، حكم آن جماعت عرب خواهند داشت كه مسلمانند و در خانه خويشتناند و از غنيمت قسمت ندارند ، و اگر از اسلام روى برتابند و از اهل كتاب باشند أداى جزيه را با ذلّت و خوارى گردن نهند . و هرگاه جزيه بر خويش نهند ، هم دست از ايشان بداريد و اگر نه ساز جهاد كنيد .
و اگر حصنى « 3 » را محصور « 4 » داشتيد و از شما مردم حصن طلب كنند كه به زير آيند و حكم خداى بر ايشان جارى شود ، پذيرفتار نشويد ، چه تواند بود كه حكم خداى را ندانيد ، لاجرم حاكمى از خود در قلعه ايشان نصب كنيد و اگر امان طلبند از خويشتن امان دهيد ، نه به امان خدا و رسول ؛ و هرگز آب مشركان را با زهر آلوده مسازيد و حيلت مبازيد .
و رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله هرگز با دشمن جز اين معاملت نكرد و هرگز شبيخون « 5 » بر دشمن نبرد و از هر جهادى ، جهاد نفس « 6 » را بزرگتر مىدانست ، چنان كه از حضرت صادق عليه السّلام آوردهاند كه : وقتى لشكر پيغمبر از جنگ كافران بازمىآمد ، پيغمبر مىفرمود : مرحبا جماعتى كه فارغ شدند از جهاد كوچكتر ، و بر ايشان است جهاد
هامش
( 1 ) . حرث : زراعت
( 2 ) . قوت : خوراك
( 3 ) . حصن : ديوار و قلعه محكم
( 4 ) . محصور : احاطه شده
( 5 ) . شبيخون : تاخت بردن بر دشمن هنگامى كه غافل و بىخبر باشد .
( 6 ) . مخالفت ميل و خواهش نفسانى