مختلف نگاشتهاند ، لكن در معنى يك غزوه را چند نام است ، چنان كه در تفصيل هر يك معلوم خواهد شد . و از اين غزوات رسول خداى را در نه ( 9 ) غزوه با دشمن مقابله و مقاتله اتفاق افتاد ، چنان كه بعضى بدين گونه شمردهاند ، و زمان هر يك را معلوم داشتهاند .
اول : بدر كبرى در روز جمعه هفدهم رمضان از سال دوم هجرت ، دوم : جنگ احد در شوال سال سيم هجرت ؛ سيم و چهارم : جنگ خندق و بنى قريظه ، در شوال سال چهارم هجرت ؛ پنجم : جنگ بنى المصطلق در شعبان سال پنجم هجرت ؛ ششم : جنگ خيبر در سال ششم هجرت ؛ هفتم : فتح مكه در رمضان سال هشتم هجرت ، هشتم و نهم : جنگ حنين و طايف در شوال سال هشتم هجرت .
و همچنين در سراياى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نيز به اختلاف روايت كردهاند : بعضى سى و پنج ( 35 ) سريّه و بعث گفتهاند و گروهى سى و شش ( 36 ) و همچنان چهل و هشت ( 48 ) و پنجاه و شش ( 56 ) نيز نوشتهاند كه رسول خداى لشكر فرستاد و خود به همراه لشكر نبود ؛ اما چون لشكريان را مأمور مىنمود قائد « 1 » آن سپاه را با لشكريان طلب فرموده بدين گونه اندرز مىكرد و مىفرمود :
برويد به نام خدا ، و استعانت جوئيد به خدا ، و جهاد كنيد براى خدا بر ملت و رسول خدا . هان اى مردمان مكر مكنيد و از غنايم « 2 » سرقت « 3 » روا نداريد و كفار را بعد از قتل ، چشم و گوش و ديگر اعضا قطع مفرمائيد و پيران و اطفال و زنان را مكشيد و راهبان « 4 » را كه در غارها و بيغولهها « 5 » جاى كردهاند ، به قتل مرسانيد ؛ و درختان را از بيخ مزنيد ، جز اينكه مضطر باشيد . و هر كس از مسلمانان كه كافرى را امان دهد ، امان او پذيرفته است ، تا آن كافر برسد و كلام خداى بشنود . اگر بر دين شما شود ، برادر شما باشد ، و اگر نه او را به سلامت به جاى خود برسانيد ، پس از آن بر قتل او از خداى مدد طلبيد .
هامش
( 1 ) . قائد : رهبر ، سردار
( 2 ) . غنيمت : بهرهاى كه در جنگ نصيب لشكر فاتح مىشود .
( 3 ) . سرقت : دزدى
( 4 ) . راهب كسى كه ترك دنيا كرده و در گوشهاى از بيابان خدا را عبادت مىكند .
( 5 ) . بيغوله : خرابه