آرزوى وطن خويش آيد و آهنگ مكه فرمايد و ما را رها كند با عداوت تمام عرب .
رسول خداى تبسمى كرده و فرمود : بل الدّم الدّم « 1 » و الهدم الهدم انتم منّى و انا منكم احارب من حاربتم و اسالم من سالمتم پس انصار شاد شدند .
و چون كار بيعت به پاى رفت شيطان بر سر عقبه فرياد برداشت كه : اى مردمان عرب ! مذمّم يعنى محمّد با مردم مدينه متّفق شد و بيعت كرد بر اينكه با شما مصاف دهد ، رسول خداى فرمود : اين شيطان است . سعد بن عباده گفت : يا رسول اللّه اگر فرماندهى هم فردا در منى شمشير بر روى كافران كشم . آن حضرت فرمود : هنوز ما را به قتال و جهاد حكمى نرسيده اكنون به منازل خويش بازشويد .
پس مردمان پراكنده شدند ؛ و روز ديگر اين خبر در مكّه سمر گشت كه مردم مدينه با محمّد بيعت كردند و سر به طاعت او نهادند . مكّيان چون اين بشنيدند در فحص اين حال بيرون شدند و با مردم مدينه همىگفتند كه : ما را آگهى دادهاند كه شما با محمّد بيعت كرديد كه با ما مصاف دهيد ما را از جنگ شما بيم نباشد ، اما مكروه مىداريم كه با شما نبرد كنيم ؛ زيرا كه شما همسايگان مائيد ، و ديرى است كه با ما از در مهر و صفا رفتهايد .
مردم مدينه در جواب گفتند : ما از اين خبر نداريم و گروهى از قريش با عبد اللّه بن ابىّ اين سخن در ميان نهادند . عبداء للّه گفت : هرگز مردمان مدينه بىمشورت من در چنين خطبى عظيم پاى نگذارند و بر اين گفته سوگند ياد كرد . و او نيز از اين قصّه آگاهى نداشت . پس مردمان قريش سخن او را استوار داشتند و از آن گفتگو لب ببستند .
و آن هنگام چنان افتاد كه عباس بن عباده در پاى حارث بن هشام برادر ابو جهل
هامش
( 1 ) . اگر به سكون دال خوانده شود معنى عبارت چنين است خون من خون شما و خون شما خون من است و آنچه را شما پايمال كرده و از قصاص عفو كنيد من هم آن را محترم مىشمارم . اما اگر به فتح دال خوانده شود چنان كه ابن هشام نقل كرده معنى چنين است : خون من خون شما و خون شما خون من و حرم من حرم شما و حرم شما حرم من مىباشد . و در سيرت رسول اللّه ( ص 440 ) ترجمه چنين است : گفت : لا بل ، خون من خون شماست و حرم من حرم شماست و من از شما ام و شما از منايد ، با آن كه جنگ كنيد من نيز جنگ كنم و با آن كس كه صلح كنيد من نيز صلح كنم .