تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
عبد اللّه بن حرام و اسعد بن زراره و ابو الهيثم گفتند : ترا با سخن كردن چه‌كار است ؟ بباش تا رسول خداى خود سخن كند . و تمامت مردمان با عباس گفتند كه : ما نخست رسول اللّه را از خداى پذيرفتيم ، آنگاه از تو و نخست خداى را گواه گيريم و آنگاه تو را كه عمّ اوئى بر اينكه خون و خواسته « 1 » خويش را در راه خداى و رسولش داريم . آنگاه رسول خداى فرمود كه : در اينجا جز خداى كس نيست كه بر شما گواه باشد ، اكنون از ميان شما نقيبان « 2 » اختيار خواهم كرد تا كفيل شما و گواه شما باشند و بايد كه شما را زشت نيايد ، چون كسى را من نقيب كنم ؛ زيرا كه آن به حكم خداى و خبر جبرئيل باشد . پس دوازده ( 12 ) تن از ايشان را به نقابت گزيده كرد ، نه ( 9 ) تن از قبيلهء خزرج و سه تن از قوم اوس ، اما آن نه ( 9 ) تن كه از خزرج بودند بدين گونه است : اول : اسعد بن زراره ، دوم : براء بن معروز ، سيم : عبد اللّه بن [ عمرو بن ] حرام « 3 » كه پدر جابر است ؛ چهارم : رافع بن مالك ؛ پنجم : سعد بن عباده ؛ ششم : منذر بن عمرو ؛ هفتم : عبد اللّه بن رواحه ؛ هشتم : سعد بن ربيع ؛ نهم : عبادة بن صامت و آن سه تن كه از اوس بودند بدين گونه است : اول : ابو الهيثم بن التّيّهان « 4 » ؛ دوم : اسيد بن حضير ؛ سيم : سعد بن خيثمه . آنگاه فرمود : اين دوازده ( 12 ) تن مانند حواريون عيسى باشند و كفيل شما خواهند بود و من كفيل جميع امّت خويش هستم . در اين وقت ابو الهيثم كه مردى سخنگوى بود با عبّاس گفت : يا ابا الفضل ، يك سخن ديگر است كه از گفتن آن چاره نيست ، عباس فرمود : بگوى . گفت : بدانچه رسول خداى فرمان داد ما به جان پذيرفتيم ، اما تو دانى كه ميان ما و قريش و ميان آن مردمان عرب كه در باديه سكون دارند از قديم الايام كار بر مهر و حفاوت رفته و اكنون كه نصرت رسول خداى كنيم ، قريش و همه عرب با ما خصومت آغازند و بسى خون كه در ميان ريخته شود ، بيم آن است كه از پس آن همه رنج كار بر مراد شود و اين شريعت دامن گسترده كند و عالم فروگيرد رسول خداى را
هامش
( 1 ) . خواسته : زر و مال ( 2 ) . گواه و كفيل و سيد جمعيت . ( 3 ) . متن : عبد اللّه بن حزام . ( 4 ) . در سيرت رسول اللّه به جاى ابو الهيثم از رفاعة بن عبد المنذر نام برده است . ( ج 1 / 441 ) .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 588 | لسان الملك سپهر