تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
ايشان گفتند : يا عباس ما هرگز دست از او بازنداريم و خويشتن را جز در راه او و از بهر او نخواهيم . براء بن معرور گفت : سوگند با خداى كه ما را در دل جز آن نيست كه بر زبان است ، هم سر و جان فدا كنيم و با او وفا كنيم . آنگاه روى با پيغمبر كرد و گفت : به هر چه گوئى بيعت نمائيم و اطاعت كنيم . رسول خداى فرمود : بايعونى على السّمع و الطّاعة فى النّشاط و الكسل و النّفقة فى العسر و اليسر و على الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر و ان تقولوا فى اللّه لا تخافون لومة لائم و على ان تنصرونى فتمنعونى بالحقّ اذا قدمت عليكم ممّا تمنعون منه انفسكم و ابناءكم و ازواجكم . يعنى : بيعت كنيد با من بر آنكه به هر چه فرمان دهم فرمانبردار باشيد ، چه در حال نشاط و چه در حال كسل ، و در راه خداى از بذل مال خويشتن‌دارى نكنيد چه در حال عسر و چه در حال يسر ، و بر آنكه امر به معروف و نهى از منكر به جاى آريد و سخن حق را بگوئيد و از ملامت‌كننده بيم نكنيد ، و بر آنكه مرا يارى دهيد و چون به نزد شما آيم مرا نگاه داريد از آنچه نفسها و فرزندان و اهل خود را نگاه مىداريد . بالجمله رسول خداى با ايشان بيعت كرد بدانسان كه با آن دوازده ( 12 ) تن كرد ، - همچنان كه مرقوم شد - و بر آن بيعت حرب و جهاد بيفزود ، از اين روى مردم مدينه اين بيعت را بيعة الحرب و بيعة الثّانى خوانند . مع القصه اول كس براء بن معرور بود كه دست آن حضرت را بگرفت و گفت : سوگند با آن خداى كه ترا با خلق فرستاده كه بر اين جمله با تو بيعت كرديم . و به روايت بنى النّجار اول كس اسعد بن زراره بود كه بيعت كرد . و بنى عبد الاشهل گويند : اول كس ابو الهيثم بن التّيّهان بود كه بيعت كرد . آنگاه ديگر مردم . در اين وقت عباس بن [ عبادة بن ] نضله كه از قبيلهء اوس بود بر خاست و گفت : اى مردمان بدانيد كه براى چه بيعت كرده‌ايد بر حرب عجم و پادشاهان روى زمين و اگر چنان باشيد كه چون او را داهيه‌اى پيش آيد استوار نخواهيد بود امروزش فريب مدهيد و بگذاريد كه در شهر خويشتن زيستن كند كه هم در آنجا به مكانت باشد و اگر چه قريش با او از در مخالفت و مخاصمت باشند ضرر و زيان نتوانند كرد .