در آيهء كريمه كلام بىحجاب است نه الهام ، يا آنكه آيت عام مخصوص به بعض است ما من عامّ الّا و قد خصّ ببعض .
و گروهى از علماى عامه گويند در اين مسأله توقّف اولى است ، زيرا كه دليل قاطع در اين سخن به نفى و اثبات نرسيده و آيات و احاديث كه مستدلّ طرفين است متعارض و قابل تأويل است و اين مسأله از عمليات نيست كه در آن اكتفا به دليل ظنّى توان كرد .
و بعضى از علماى عامه گفتهاند كه مراد از ديدن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خداى را به چشم دل نه تنها حصول علم باللّه است ؛ زيرا كه رسول اللّه هميشه به خداى عالم بود ؛ بلكه مراد آن است كه خداى در دل آن حضرت خلق رؤيت فرمود ، چنان كه خلق دو چشم كرده .
اما علماى شيعهء اماميّه اثناعشريّه را عقيده آن است كه آن ذات مقدس به هيچ يك از حواس بشرى مدرك نشود ، چه ديدن و ديدار شدن از صفات جسم و جسمانيّات است - تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا - و اين رؤيت كه از احاديث شريفه رسيده محمول بر ادراك و مشاهدهء قلب است چنان كه ذعلب يمانى از امير المؤمنين على عليه السّلام سؤال كرد كه هل رأيت ربّك ؟ يعنى آيا مىبينى پروردگار خود را ؟ در جواب فرمود كه أ فأعبد ما لا ارى يعنى آيا پس عبادت مىكنم من كسى را كه نمىبينم ! ذعلب پرسيد كه چگونه مىبينى ؟ فرمود : لا تراه العيون بمشاهدة العيان و لكن تدركه القلوب بحقيقة الايمان يعنى : نمىبيند او را چشمها به مشاهدهء عيان و ليكن در مىيابد او را دلها به حقيقت ايمان . و السّلام على من اتّبع الهدى .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 584
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص٥٨٤