در آمدن رسول خدا به شعب ابو طالب شش هزار و دويست و ده سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود
چون كفار قريش نگريستند كه مسلمانان را پناه جائى ، چون اراضى حبشه بدست شد و هر كس از مسلمين بدان مملكت سفر كردى در جوار نجاشى ايمن نشستى ، و هم آن مردمان كه در مكّه سكون دارند در پناه ابو طالب به سلامتاند و اسلام حمزه و عمر نيز ايشان را قوّتى به كمال است ، با خويشتن گفتند : زمانى دراز نگذرد كه محمّد بر ما سلطنت كند ، اين كار را از در چاره بايد بود .
پس انجمنى بزرگ كردند و تمامت قريش در قتل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله همدست و همداستان شدند و دل بر آن نهادند كه به هرگونه توانند و دست يابند اين كار به پاى برند ، و از مقاتله بنى عبد المطّلب نپرهيزند . چون ابو طالب عليه السّلام از انديشهء ايشان آگهى يافت ، فرزندان عبد المطّلب و هاشم را فراهم كرد و ايشان را با زن و فرزند به درهاى كه شعب ابو طالب نام داشت كوچ داد ، و اولاد عبد المطّلب چه آنان كه مسلمانى داشتند و چه آن جماعت كه مشرك بودند از بهر حفظ قبيله و فرمانبردارى ابو طالب در نصرت پيغمبر خوددارى نكردند و با ابو طالب به شعب در آمدند ، جز ابو لهب كه سر برتافت و با دشمنان پيوست .
[ كيفيت محاصره بنى هاشم در شعب ]
بالجمله ابو طالب به اتّفاق بنى اعمام و ديگر مسلمانان در شعب به حفظ و