بسوى تو فرستاده و من آن را گرفتم و بر سينه نهادم گفت : خداى فرمود آن را بخور ، چون بشكافتم نورى از آن ساطع شد كه بترسيدم . گفت : چيست ترا ؟ مترس و بخور كه اين نور فاطمه است كه شيعت خود را از آتش دور مىكند و بازمىدارد دشمنانش را از حبّ خود و نام آن حضرت در آسمان منصوره است و از اينجاست كه خداى فرمايد .
وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ
« 1 » يعنى : نصر فاطمة من محبّيها .
و ديگر در آسمان آن حضرت را الثّوريّة ، السماويّة ، الحانية « 2 » گويند و نقش نگين آن حضرت من المتوكّلين بود و او اشرف است از هر چه زن به دنيا آمده .
مع القصه چون خديجه عليها السّلام به خانهء رسول خدا آمد ، زنان قريش آغاز بيگانگى نهادند و از او كناره جستند ؛ و خديجه از تنهائى وحشت همىداشت تا آنگاه كه به فاطمه عليها السّلام آبستن شد ؛ و آن حضرت در شكم با مادر همى حديث كرد و او را صبر همىفرمود . و خديجه اين صورت را پوشيده مىداشت تا آنگاه كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر او درآمد و آن حديث بشنيد ، فرمود : اى خديجه ، با كيست كه حديثى كنى ؟ عرض كرد كه : اين جنين كه در بطن من است با من سخن كند ، فرمود : اى خديجه ، اينك جبرئيل مرا خبر مىدهد كه آن دخترى است طاهر و ميمون و زود باشد كه از نسل او ائمه هدى باديد شوند كه خلفاى ارض باشند .
بالجمله بدين گونه خديجه روز بگذاشت تا هنگام ولادت آن حضرت فراز آمد ، پس به سوى زنان قريش كس فرستاد تا حاضر شوند و او را در وضع حمل معين باشند . ايشان در جواب گفتند : ما به نزديك تو نخواهيم شد ؛ زيرا كه تو سخن ما را وقعى ننهادى و به حبالهء نكاح يتيم ابو طالب درآمدى . خديجه محزون گشت ، در اين هنگام چهار زن بلند قامت كه به ديدار زنان بنى هاشم بودند از در آمدند ، خديجه از ايشان بترسيد يكى از ميانه گفت : اى خديجه بيم مكن ما فرستادگان پروردگار توايم و خواهران توايم . پس يكى گفت : من سارهام و آن ديگر آسيه و سيم مريم و چهارم خواهر موسى بن عمران است . خداى ما را از بهر خدمت تو به حضرت تو فرستاده است و هر يك به جانبى در كنار خديجه در آمدند .
و فاطمه در روز جمعه بيستم جمادى الآخره طاهره و مطهره متولّد شد و نورى از
هامش
( 1 ) . الروم ، 4 - 5 : و در آن روز مؤمنان به يارى خدا شادمان خواهند شد و او هر كه را بخواهد يارى مىكند .
( 2 ) . حانيه : به معنى مشفقه است بر اولاد يا بر شوهر .