تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
آن حضرت ساطع شد كه شرق تا غرب را فرو گرفت و خانه‌هاى مكّه نمودار شد ، پس ده ( 10 ) تن حور در آمد و هر يك را طشتى از بهشت و ابريقى از زلال كوثر به دست بود ، پس آن زن كه در پيش روى خديجه جاى داشت فاطمه را غسل داد و دو بافته سفيد كه از مشگ اذفر « 1 » بوياتر بود بر آورد و آن حضرت را در آن بپيچيد ، آنگاه فاطمه به سخن آمد و گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ ابى رسول اللّه سيّد الانبياء و انّ بعلى سيّد الاوصياء و ولدى سادات الاسباط . پس سلام كرد بر روى آن جمع و هر يك را به نام بخواند و بر روى او تبسّم فرمود ، آنگاه حور العين و اهل آسمانها بعضى مر بعضى را به ولادت آن حضرت بشارت دادند و نورى در آسمان پديدار گشت كه فريشتگان ديگر ديدار نكرده بودند ، پس آن زنان با خديجه گفتند : خذيها يا خديجة طاهرة مطهّرة زكيّة ميمونة بورك فيها و فى نسلها . پس خديجه آن حضرت را بگرفت و بدان شاد شد و پستان در دهان مباركش نهاد . فاطمه عليها السّلام هر روز نيك همىبباليد « 2 » . - و قصه‌هاى آن حضرت ان شاء اللّه در كتاب ثانى هر يك در جاى خود مذكور خواهد شد - . صلّى اللّه عليها و على أبيها و بعلها و بنيها .
هامش
( 1 ) . خوش بو و تند ( 2 ) . بزرگ مىشد