تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
پس بماند تا پيغمبر از مسجد بيرون شد و از دنبال همىبرفت تا به خانهء آن حضرت درآمد و گفت : اى محمّد ، قريش مرا از تو بسيار سخن كرده‌اند و حذر فرموده‌اند و من آمده‌ام كه كلمات تو را اصغا نمايم . پس رسول خداى قدرى از قرآن بر او قرائت كرد . طفيل گفت : سوگند با خداى كه هرگز مانند اين سخن نشنيده‌ام و پيغمبر را تصديق كرد و ايمان آورد . آنگاه گفت : يا نبىّ اللّه ، من در قوم خويشتن سيّد سلسله‌ام و بر آنم كه جماعت خويش را به اسلام دعوت كنم رواست اگر آيتى از بهر من كنى كه مردمان سخن مرا به صدق دانند . پيغمبر گفت : اللّهمّ اجعل له آية « 1 » . پس طفيل ، رسول خداى را وداع گفته آهنگ قبيله خويش كرد . و چون از آن تل فرود مىشد كه قبيله‌اش پديدار بود نورى مانند چراغ از ميان دو چشم او آشكار گشت . طفيل گفت : الهى در غير چهرهء من اين آيت ظاهر كن تا مبادا مردمان گويند : چون از دين ما بدر شد در چهرهء او نازيبائى نمايان گشت . پس آن نور از چهرهء طفيل به سر تازيانه او تحويل شد ، و چون قنديلى معلّق بود . پس طفيل با آن آيت روشن به ميان قبيله آمد ، نخستين پدر او كه شيخى كبير بود به نزديك او آمد ، طفيل گفت : نزديك من مشتاب كه مرا از تو كناره بايد كرد . عمرو گفت : اى پسر از چه روى ؟ گفت : زيرا كه من اسلام آوردم و دين محمّد اختيار كردم . عمرو گفت : هم به دين تو درآيم . پس طفيل بفرمود : تا او غسل كرد و جامه پاك در بر نمود ، آنگاه اسلام بر او عرض كرد ، از پس او زنش برسيد ، همچنان طفيل به او گفت : اسلام ميان من و تو تفريق كرد ، از من دور باش زيرا كه من با محمّد بيعت كرده‌ام ، زن طفيل نيز اسلام آورد و از ذو الشّرى كه صنم قبيلهء دوس بود تبرّى گفت ، آنگاه طفيل مردم دوس را به اسلام دعوت نمود و بر ايشان گران بود . لاجرم طفيل ديگرباره به مكه آمد و خدمت رسول خداى عرض كرد كه : در حق مردم دوس خداى را بخوان تا ايشان هدايت يابند . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : اللّهمّ اهد دوسا « 2 » و طفيل را بازفرستاد و او به ميان قبيله آمده ايشان را همى به خدا بخواند و گروهى ايمان آوردند . و بدين گونه روزگار همىگذاشت تا پيغمبر به مدينه هجرت فرمود و جنگ بدر و احد و خندق به پاى رفت ، آنگاه در خيبر به نزديك رسول خداى شتافت و با هشتاد
هامش
( 1 ) . بار خدايا ، تو او را نشانه‌اى بده . ( 2 ) . بار خدايا ، قوم دوس را راه راست ارزانى دار .