تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
و ولّ سبيل العجز غيرك منهم * فانّك لم تخلق على العجز لازما
و حارب فانّ الحرب نصف « 4 » و لن ترى * أخا الحرب يعطى الخسف « 5 » حىّ يسالما
و كيف و لم تحنو عليك عظيمة * و لم يخذلوك غارما « 6 » او مغارما
جزى اللّه عنّا عبد شمس و نوفلا * و تيما و مخزوما عقوقا و مأثما
بتفريقهم من بعد ودّ و الفة * جماعتنا كيما « 7 » ينالوا المحارما
كذبتم و بيت اللّه يبزى محمّد * و لمّا تروا يوما لدى الشّعب قائما
بالجمله مسلمانان به مكه درآمدند و در شكنجه كفار مصابرت نمودند .

[ قصّه ابن دغنّه با ابو بكر ]

وقتى چنان افتاد كه كار بر ابو بكر تنگ شد و او را در زحمت اشرار توانائى نماند ، پس به نزديك رسول خداى شده دستورى حاصل كرد كه به ارض حبشه هجرت كند ، چون از مكه بيرون شد و يك روزه مسافت بپيمود ، ابن دغنّة بن حارث اخو بنى عبد الحارث ابن عبد مناة بن كنانه او را ديدار كرد - و اين ابن دغنّه در اين هنگام سيّد احابيش بود ، همانا بنى حارث بن عبد مناة و قبيله هون بن خزيمة بن مدركه و بنى مصطلق را از خزاعه كه هم سوگند بودند احابيش مىناميدند - . مع القصه ابن دغنّه گفت : اى ابو بكر به كجا مىشتابى ؟ ابو بكر گفت : مردمان مرا زحمت كردند و كار بر من صعب نمودند ناچار ترك وطن گفتم ، ابن دغنّه گفت : سوگند با خداى كه من از اعانت تو دست بازندارم و نگذارم كست آسيب كند . و ابا بكر را برداشته به مكّه آمد و گفت : اى مردمان قريش ، ابو بكر در جوار من است دست از او بازداريد و جز به نيكوئى در او نبينيد . پس ابو بكر در خانهء خويش بماند و او را در ميان بنى جمح خانه بود و مسجدى بر در سراى داشت هر روز در آن مسجد حاضر مىشد و نماز مىگزاشت و تلاوت قرآن مىكرد و مىگريست ، بعضى از مردمان و زنان و كودكان بر او گرد مىآمدند و
هامش
( 4 ) . نصف : بالكسر : راستى و عدل . ( 5 ) . خسف : به معنى ذلّت و نقيصه است . ( 6 ) . غريم : وام‌دار و وام‌خواه ، از اضداد است . ( 7 ) . كيما : به معنى لم : يعنى براى چه .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 490 | لسان الملك سپهر