تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
شماست و از خداى احتراز نمىكنيد ، پس مشركان به خانه‌هاى خويش بازشدند .

[ معجزه خواستن قريش از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ]

و ديگر چنان افتاد كه روزى گروهى از مشركين عرب به نزد رسول خداى شدند و گفتند : اى محمّد تو مىگوئى من از جمله پيغمبرانم بلكه افضل و اشرف آن جماعت منم ، اين پيغمبران را معجزى بدست بود ، هم‌اكنون ما از تو مانند معجز ايشان چيزى طلب مىكنيم تا بياورى . پس چند تن از ايشان بگفتند : به كردار نوح عليه السّلام طوفانى پديد كن ، و چند تن گفتند : مانند موسى عليه السّلام باش كه كوه را بر سر اصحاب خود بازداشت تا به دو ايمان آوردند . گروه سيم گفتند : آيتى چون ابراهيم بنماى كه آتش بر او سرد شد ؛ و جماعت چهارم كه أبو جهل پيشواى ايشان بود گفتند : از بهر ما حجتى چون عيسى عليه السّلام روشن كن كه مردمان را خبر مىداد كه دوش چه خورديد و چه ذخيره نهاديد . پيغمبر در جواب ايشان فرمود كه : من پيغمبر ترساننده‌ام و چون قرآن معجزى آوردم كه كس انباز آن نتواند كرد ، باشد كه من آيتى از خداى طلب كنم و ظاهر كند و شما ايشان نياوريد و اين واجب كند كه عذاب خداى بر شما درآيد . در اين هنگام جبرئيل فرود شد و گفت : اى محمّد ، ترا خداى درود مىرساند كه من از بهر ايشان اين آيات را باديد آرم تا اين جماعت همچنان بر كفر خويشتن باشند جز آن كس را كه من نگاه دارم . پس پيغمبر به فرمان خداى با گروه نخستين فرمود كه : بر جبل ابو قبيس برآئيد تا آيت نوح بنگريد و چون كار شما به هلاكت آيد ، به على عليه السّلام استغاثت بريد و از دو فرزند او نيز مدد طلبيد . و گروه ديگر را فرمود كه : در بيابان مكه درآئيد تا آيت ابراهيم بر شما معاينه افتد و چون از جان بترسيد در هوا صورت زنى آشكار شود نجات از وى جوئيد . و گروه ديگر را فرمود : در كنار كعبه جاى كنيد و آنگاه كه آيت موسى پديد شود به بركت حمزه نجات طلبيد . آنگاه أبو جهل و مردم او را فرمود : در نزد من بباشيد تا اين سه گروه بازآيند و