تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
نيارم .

[ نزول آيات قرآن بر ذمّ قريش ]

و چون رسول خداى بر ايشان قرائت قرآن مىكرد زبان به سخره باز مىكردند و چون اصغاى كلمه بسم اللّه مىكردند انگشت بر صماخ « 1 » خويش محكم كرده مىگريختند و خداى اين آيت بدين فرستاد
وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً
. « 2 » يعنى : اى محمد هرگاه ياد مىكنى پروردگار خود را مشركين پشت مىكنند و مىگريزند . و بسى بود كه رسول خداى مىفرمود : مرا با قريش هيچ زحمتى نيست جز اينكه يك سخن گويند و پادشاهان عرب و عجم شوند و در بهشت پادشاهان باشند و آن سخن اين است كه گواهى دهند به يگانگى خداى و رسالت من . و ايشان همىگفتند كه : اين كى شود كه ما سيصد و شصت ( 360 ) خداى را بگذاريم و پرستش يك خداى گيريم . و بسى بود كه مشركين مىگفتند كه : محمد يك سال خدايان ما را پرستد و ما يك سال پرستش خداى او كنيم و اين سوره بدين آمد :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
. « 3 » يعنى : بگو اى محمد ، اى جماعت كافران من عبادت نمىكنم آن بتان و اصنام را كه شما عبادت مىكنيد . و رسول خداى از كردار و گفتار سفهاى قريش سخت محزون مىگشت و آن حضرت را به سحر و شعر و كهانت و جنون نسبت مىكردند و خداى تسكين خاطر مباركش را به فرود كردن اين گونه آيتها مىفرمود :
كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ
. « 4 » يعنى : همچنان نيامد به آنان
هامش
( 1 ) . صماخ : پردهء گوش ( 2 ) . الاسراء ، 46 : چون پروردگارت را در قرآن به يگانگى ياد مىكنى روى مىگردانند و گريزان مىشوند . ( 3 ) . كافرون ، 1 و 2 : بگو اى كافران من نمىپرستم آنچه را كه شما مىپرستيد . ( 4 ) . الذاريات ، 52 - 53 : بدين گونه بود كه بر پيشينيان آنها فرستاده‌اى نيامد مگر اين كه گفتند : جادوگر است يا ديوانه آيا آنها سفارش كرده بودند ؟ بلكه مردمى طغيانگر بودند .