تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
هر يك ، يك‌ساله راه است و يك تن از ايشان در كرّتى هفتاد هزار ( 70000 ) كافر را در دوزخ از گوشه‌اى به گوشه‌اى درافكند پس خداى مىفرمايد : ما عدّت ايشان را فتنه كافران كرديم تا گمان نكنند كه نوزده ( 19 ) تن چگونه مردمى كثير را مقهور توانند كرد . مع الحديث مشركين در اضرار و انكار آن حضرت سخت‌كوش بودند و اگر كسى را فهم مىكردند كه از بهر اصغاى قرائت نزديك آن حضرت مىشد او را رنجه مىساختند و آن حضرت به جهر قرائت مىفرمود ، پس اين آيت آمد :
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا
. « 1 » يعنى : آشكارا مدار قرائت نماز خود را و آواز نيز فرومدار ، بلكه در ميان جهر و اخفات اقتصاد بجوى ، يعنى چندان جهر مكن كه همهء مشركان آگاه شوند و آن كسان را كه از بهر شنيدن قرائت قرآن به نزديك تو آيند بازدانند و منع و زجر كنند و چندان آواز خويشتن را فرومدار كه چون كسى به نزديك آيد نتواند اصغاى حرفى كرد .

خبر عبد اللّه بن مسعود

روزى چنان شد كه اصحاب آن حضرت يكديگر را همىگفتند : سخت نيكو بود اگر كسى توانست كلمات قرآن را بر قريش قرائت كرد ، باشد كه ايشان را تنبيهى شود و عبد اللّه بن مسعود از ميانه سر برداشت كه من اين كار به پاى برم . گفتند : اى عبد اللّه ، از بهر اين كار كسى بايد كه سيّد قوم و صاحب عشيرت باشد تا اگر كفار از بهر شكنجه او برخيزند ، ايشان حفظ و حراست او كنند . عبد اللّه گفت : حافظ و حارس من خداوند بارى است . و روز ديگر به كعبه آمد و نزديك قريش بايستاد و سورهء الرّحمن را به آواز بلند خواندن گرفت . مردم قريش در پيرامون او انجمن شدند و آن كلمات را بشنيدند و ندانستند آن چيست . بعضى گفتند : اين كلماتى است كه به محمّد آمده است ، پس همگى دست بر او بگشادند و او را سخت بزدند و او همچنان در زير لطمه و
هامش
( 1 ) . الاسراء ، 110 : نمازت را نه بسيار بلند بخوان و نه چندان آهسته ، حد واسط اين دو را برگزين .