تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
افتاد - و در جواب سؤالى كه از روح كردند اين آيت آمد :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 1 » . يعنى : اى محمّد مىپرسند ترا از كيفيت روح كه بدن ايشان بدان زنده است ، بگو روح از امر پروردگار من است ، يعنى از مبدعاتى است كه به امر « كن » كاين شده بىماده ، و از آن جمله است كه مخصوص است به علم خداى و غير حق را به دو راه نيست و داده نشده‌ايد شما مگر اندكى از دانش . بالجمله آن جماعت همچنان بر انكار خويشتن بودند و مىگفتند : اين قرآن را رحمن بر رسول خداى القا مىكند و او بر ما مىخواند چه مسيلمه را كه در يمامه سكون داشت رحمن مىناميدند و چون اين آيت بيامد :
لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ
. « 2 » يعنى : باقى نگذارد گوشت و پوست بر هيچ دوزخى ، بلكه همه را بسوزد و خداى از نو بدن ايشان را برآورد و دست بازندارد تا ديگرباره نسوزد و بر آن آتش نوزده ( 19 ) ملك گماشته است .

[ سخنان أبو جهل با قريش ]

ابو جهل به تمسخر زبان گشاد و گفت : اى جماعت قريش گمان نكنيد كه محمّد تواند شما را به آتش عذاب كرد ؛ زيرا كه عدد و عدّت شما بسيار است از نوزده ( 19 ) تن كه او گويد ، چه برآيد . پس اين آيت آمد :
وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا
. « 3 » يعنى : و ما نگردانيده‌ايم پاسبانان دوزخ را مگر فرشتگان كه قوىترين خلق‌اند . چنان كه در خبر است كه رئيس ايشان مالك با هيجده ( 18 ) تن ديگر نگاهبان دوزخ‌اند و چشمهاى ايشان چون برق درخشنده و دندانها چون حصارهاى بلند و از دهان ايشان آتش همى زبانه زند و از دوش تا دوش
هامش
( 1 ) . الاسراء ، 85 : دربارهء روح از تو مىپرسند . بگو : روح از امر پروردگار من است و جز اندكى از دانش به شما داده نشده است . ( 2 ) . المدثر ، 28 - 30 : نه باقى گذارد نه رها كند پوست را بسوزاند گماردگانش نوزده نفرند . ( 3 ) . المدثر ، 31 : نگهبانان دوزخ را جز از ميان فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها را جز براى آزمايش كافران معين نكرديم .