تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
بالجمله پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى عبد اللّه ، و اينكه تو مرا مردى مسحور و سحرپيشه خواندى چگونه من چنين باشم ؟ و حال آنكه شما صحت تميز من و حصافت عقل مرا مجرب داشته‌ايد ، اينك چهل ( 40 ) سال است در ميان شما بر خطا و زلّتى نرفته‌ام و كذبى و جنايتى نياورده‌ام و هيچ مردى بىتأييد خداى اين نتواند كرد . آنگاه فرمود : اى عبد اللّه ، اينكه گوئى چرا اين قرآن در مكه بر وليد بن مغيره فرود نشد يا در طايف بر عروه نيامد كه ايشان را مال فراوان بود ، همانا مال اين جهانى در نزد خداى خطرى ندارد و عظيم نباشد چنان كه در نزد تو عظيم و با خطر است ، بلكه اگر تمامت دنيا در نزد خداى برابر بال پشه بود كافران و مشركان را شربتى از آب نمىداد و خداوند بهرهء مردمان را به رضاى تو نگذاشته است ، بلكه به هر كس هر چه خود خواهد دهد و همچنان نبوّت را به هر كه خود خواست بداد و كار همه بر عدل كند و آن را برگزيند كه در دين برگزيده است و آن را دور دارد كه از دين دور افتاده است و در مال و حال كس نبيند و اين مال از فضل اوست كه مردمان يابند و كس را نرسد كه گويد : چون مرا مال دادى هم نبوّت بخش ، چنان كه كسى را نرسد كه گويد مرا كه مال دادى جمال نيز عطا يا شرف دادى ثروت نيز عنايت فرماى . چه يكى را مال باشد و جمال نباشد و يكى را شرف باشد و غنى نباشد . حكم از براى خدا است به هر كس هر چه خواهد بهره رساند و افعال او همه پسنديده است و از اينجاست كه خداى فرمايد :
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
. « 1 » يعنى گفتند : چرا فرو فرستاده نشد اين قرآن بر وليد در مكه و يا بر عروه در طايف ؟ آنگاه مىفرمايد :
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
. « 2 » يعنى : اى محمّد آيا ايشان بخش مىكنند رحمت پروردگار تو را كه نبوّت است و كليد رسالت به دست ايشان است كه در كف هر كه خواهند گذراند ؟ ما قسمت كرده‌ايم در ميان ايشان معيشت
هامش
( 1 ) . الزخرف ، 31 : گفتند : چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از اين دو شهر نازل نشده است . ( 2 ) . الزخرف ، 32 : مگر آنها قسمت‌كننده رحمت پروردگارت هستند حال آن كه ما معاش آنها را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرديم و درجات بعضى را بالاتر از ديگران قرار داديم تا بعضى از آنان بعضى ديگر را به خدمت گيرند .