اينكه چنين توفيقى را عطا فرمود و از او توفيق ازدياد عمل را خواستن باشد ، نيكو و پسنديده است كه امير المؤمنين - عليه السّلام - فرمود :
613 - « من سرّته حسنته و ساءته سيّئته فهو مؤمن »
. يعنى : « كسى كه عمل نيك ، خوشحالش كند و كار بد ، ناراحتش سازد ، او مؤمن است » .
و فرمود :
614 - « ليس منّا من لم يحاسب نفسه كلّ يوم ، فان عمل خيرا حمد اللَّه و استزاده ، و ان عمل سوء استغفر اللَّه »
. يعنى : « از ما نيست كسى كه خود را هر روز به حساب نكشد كه اگر خيرى انجام داد ، خداى را حمد كند و از او زيادى آن عمل را بطلبد ، و اگر بدى مرتكب شد ، از آن استغفار نمايد » .
و نيز فرمود :
615 - « و اعلموا - عباد اللَّه - انّ المؤمن لا يصبح و لا يمسى الّا و نفسه ظنون عنده ، فلا يزال زاريا عليها و مستزيدا لها ، فكونوا كالسّابقين قبلكم ، و الماضين امامكم ، قوضوا من الدّنيا تفويض الرّاحل ، و اطووها طىّ المنازل »
. يعنى : « بدانيد اى بندگان خدا ! كه مؤمن ، صبح و شام نمىكند مگر آنكه خود را متهم مىداند و دائما بر آن خرده مىگيرد و مىخواهد هر چه بيشتر عمل كند ، مانند كسانى كه قبل از شما آمدند و پيش از شما گذشتند ، باشيد ، خيمه را از دنيا چون مسافر بر كنيد و آن را براى طىّ منازل ، درهم بپيچيد » .
درمان عجب
بايد در عاقبت « عجب » انديشيد كه موجب خشم پروردگار و نابودى عمل مىگردد . بايد فكر كرد كه اين آيات و نشانهها ( و اعضاى بدن ) كه به وسيلهء آنها طاعت را انجام داده و بر آن قدرت پيدا كرده ، آيا ملك خدا نيست ؟