صاحب كتاب « جواهر » همين روايت را از طريق ديگر با مقدارى زيادى ، اين گونه نقل كرده است :
- « فلا يتّكل على اعمالهم الّتى يعملونها فانّه لو اجتهدوا و اتعبوا انفسهم و اعمارهم في عبادتى كانوا مقصّرين غير بالغين ما يطلبون من كرامتى و التّنعّم في جنّاتى و رفيع درجاتى في جوارى ، و لكن رحمتى فليبتغوا و الفضل منّى فليرجوا ، و الى حسن الظّنّ بى فليطمئنّوا ، فانّ رحمتى عند ذلك تداركهم و هى تبلّغهم رضوانى و مغفرتى و البسهم عفوى فانّى انا اللَّه الرّحمن الرّحيم بذلك تسمّيت »
. يعنى : « بنا بر اين ، مبادا آنان كه اهل عمل هستند بر عمل خود تكيه نمايند ، چون اگر جدّ و جهدهم كنند و خود را تمام عمر در راه عبادت من به زحمت وادارند ، باز هم تقصير كارند و به آن كرامت و بهرهورى در بهشت و درجات رفيع در جوار من ، نخواهند رسيد ، بلكه بايد رحمت مرا طلب كنند و به فضل من اميدوار باشند و به حسن ظنى كه به من دارند ، مطمئن گردند كه در اين صورت رحمت من جبران كار را كرده ، ايشان را به مقام رضوان و مغفرت مىرساند و لباس عفو مرا بر تنشان مىپوشاند كه من خداوند رحمان و رحيم هستم و به همين اسم هم نامگذارى گرديدهام » .
از حضرت باقر - عليه السّلام - روايت شده است كه فرمود :
610 - « قال اللَّه سبحانه : انّ من عبادى المؤمنين لمن يسألنى الشّيء من طاعتى فاصرفه عنه مخافة الاعجاب »
. يعنى : « خداوند سبحان فرمود : بعضى از بندگان مؤمن از من توفيق بعضى طاعات را مىخواهند ، اما من توفيق آن عمل را از اينان برمىگردانم از ترس اينكه مبادا گرفتار خودپسندى گردند » .
حضرت مسيح - عليه السّلام - فرمود :
611 - « يا معشر الحواريّين ، كم من سراج اطفاته الرّيح ؟ و كم من عابد افسدته العجب ؟ »
. يعنى : « اى جماعت حواريين ! بسا چراغى كه باد او را خاموش كرد و بسا عابدى كه خودپسندى ، فاسدش نمود » .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 391
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٩١