بايد تمام اعمال نيك و عبادات و طاعات خود را بر هر يك از نعمتهاى الهى كه در آن تصرف مىكنى تقسيم كنى ، نظير : غذا ، آب و . . . كه در نتيجه ، خواهى ديد حتى اندكى از آن را كفاف نمىدهد .
گويند : روزى واعظى بر « هارون الرشيد » وارد شد ، هارون به او گفت : مرا موعظه كن .
واعظ گفت : اى خليفه ! اگر هنگام تشنگى شديد ، به تو جرعهاى آب ندهند حاضر مىشوى آن را به چه قيمتى بخرى ؟
هارون گفت : به نصف ملكم .
واعظ گفت : اگر نتوانى آن آب را دفع كنى ، به چه قيمت حاضر مىشوى اين گرفتارى را از تو بر طرف نمايند ؟
هارون گفت : به نصف ديگر ملكم .
واعظ گفت : پس مبادا حكومتى كه قيمتش يك جرعه آب است ، تو را بفريبد و مغرورت بسازد .
تو در شبانه روز چقدر كاسبى مىكنى ؟ يك كارگر ، دو درهم ، نگهبانى كه طول شب را بيدار است و كشيك مىدهد ، دو دانگ « 1 » ، صنعتگران و اهل حرفه مانند آشپز و نانوا و . . . تمام روز و مقدارى از شب را در برابر چند درهم اندك ، كار مىكنند ( اينها همه ارزش كارهاى دنيايى است ) اما اگر عملى را براى خدا انجام بدهى مثلا يك روز را روزه بگيرى مىفرمايد :
617 - « الصّوم لى و انا اجزى به
» . يعنى : « روزه ، مال من است و خودم پاداش آن را مىدهم » .
هامش
( 1 ) هر « دانگ » مساوى است با يك ششم درهم .