من در راه خدا انفاق مىكنم ، صلهء رحم مىنمايم و اين را جز براى رضاى خدا انجام نمىدهم ، اما وقتى مردم اين كارهاى مرا ذكر مىكنند و ستايشم مىنمايند ، خوشحال مىشوم و از خود ، راضى مىگردم ، رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ( اين را كه شنيد ) ساكت شد و چيزى نگفت تا اينكه آيهء كريمه نازل شد و فرمود :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
« 1 » .
يعنى : « بگو همانا من هم بشرى مانند شما هستم ، بر من وحى مىشود كه معبود شما معبود واحدى است ، پس هر كس اميد به ديدار پروردگارش دارد ، عمل صالح انجام دهد واحدى را شريك او قرار ندهد » .
تحقيق مطلب اين است كه : خوشحالى از اطلاع مردم دو قسم است ، « محمود و پسنديده و مذموم و ناپسند » كه محمود آن خود سه گونه است :
اوّل - قصد و هدفش ، مخفى داشتن عمل و اخلاص براى خداوند سبحان بود ، اما وقتى كه مردم از كارش مطلع شدند مىفهمد كه اين خداوند متعال است كه آنان را مطلع ساخته و عمل جميل را برايشان آشكار كرده تا بندهاش را تكريم كند و تفضلى بر او بنمايد و اين از صفات اوست مگر نمىبينى او را اين گونه مىخوانند كه :
- « يا من اظهر الجميل و ستر القبيح »
« 2 » .
يعنى : « اى كه زيباييها را آشكار و زشتيها را پنهان مىدارى » .
هامش
( 1 ) سورهء كهف ، آيهء 110 .
( 2 ) در حديث 836 خواهد آمد .