بىميل باشى . و نيز فكر كنى كه روز قيامت به عمل خود ، احتياج دارى و نيز نعمتهاى آخرت را در نظر بياورى .
بنا بر اين ، نبايد عمل را ترك كنى ، چون هر آفتى كه هست ، در ترك عمل است ، اين عمل است كه شيطان ، را طرد كرده ، موجب خشوع مىشود ، نفس را نشاط داده او را به كار كردن براى آخرت تشويق مىنمايد ، اما ترك عمل ، آثارش درست بر ضد اينهاست .
در اينجا ممكن است اشكالى به ذهنت بيايد و آن اينكه :
بسيارى از كارهاى نيك مانند دعا را ترك مىكنم ، چون نمىتوانم آنها را از روى اخلاص حقيقى انجام بدهم ، بنا بر آنچه در معناى « اخلاص » از حضرت رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - گذشت كه فرمود :
- « ما بلغ عبد حقيقة الاخلاص حتّى لا يحبّ ان يحمد على شيء من عمل اللَّه »
« 1 » .
يعنى : « هرگز بندهاى به باطن و حقيقت اخلاص نمىرسد ، مگر آنكه دوست نداشته باشد در برابر عملى كه براى خدا انجام داده ، او را ستايش كنند » .
چه بسا انسان ، عملى را مخلصا للَّه انجام مىدهد ولى اگر مردم آن را بفهمند ، صاحبش را حمد و ثنا كنند و او هم از اين كار مردم خوشحال شود كه جز افرادى اندك ، كسى از اين حالت جدا نيست .
و نيز گاهى اوقات ، انسان نماز و دعايش خالص براى خداوند سبحان است ، اما اگر كسى از كار او مطلع گردد ، خوشحال مىشود و شما هم گفتيد كه ريا نه تنها موجب نابودى ثواب مىگردد ، بلكه خود عذابى دردناك را در پى دارد .
مفسرين قرآن كريم از « سعيد بن جبير » روايت كردهاند كه گفته است : مردى نزد پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - آمد و گفت :
هامش
( 1 ) در حديث 566 گذشت .