تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
امرى ، بينشان پديدار شد ، از هم جدا گشتند ، علت اين كار چيزى نيست جز اينكه هر كسى خواهان منفعت خود مىباشد . با اين مثال ، روشن شد كه ترك عمل تو به خاطر دلسوزى و ترحم بر مؤمنين نيست بلكه وسوسه‌اى از وساوس شيطانى و ميل نفس به راحتى و تنبلى است . تو كه حاضر نيستى ديگران را در متاع دنيوى ، مقدم بدارى چگونه حاضر به ترك عمل اخروى مىگردى ؟ در حالى كه عمل اخروى نفيس‌تر است و در تنگدستى روز قيامت بدان محتاج‌ترى . عمل اخروى بيشتر قابليت بقا دارد تا بهره‌هاى دنيوى . بنا بر اين ، آيا ترك عمل تو جز سنگين دانستن آن و تمايل به آسايش و راحتى ، دليل ديگرى دارد ؟ استدلال تو چيزى جز خيالهاى باطل شيطانى و وسوسه‌هاى او نيست كه آنها را برايت زينت داده است . اگر به عمل ، مشغول شوى ، هم به خود نفع رسانده‌اى و هم دشمن ( درجهء يك يعنى شيطان ) را سرپيچى كرده‌اى و هم به بندگان خدا فايده مىرسانى ، چون بسا كه مطابق عمل تو را انجام بدهند و تو هم مانند آنان اجر و پاداش ببرى - اگر سبب عملشان تو باشى - ، زيرا هر كه سنّت حسنه‌اى را بر پاى دارد ، اجر و پاداش هر كس كه بدان عمل كرده ، براى او هم خواهد بود « 1 » . تو چه مىدانى ؟ شايد در بين مردم كسى هم باشد كه بخواهد مانند تو عمل كند ، در نتيجه راه را بر شيطان سدّ نمايد و عبادت خداى رحمان را منتشر سازد كه
هامش
( 1 ) « عن ابى جعفر - عليه السّلام : من سنّ سنّة عدل فاتّبع كان له مثل اجر من عمل بها من غير ان ينقص من اجورهم شيء و من سنّ سنّة جور فاتّبع كان له مثل وزر من عمل به من غير ان ينقص من اوزارهم شيء » . ( بحار الانوار ، طبع بيروت ، ج 68 ، ص 258 ، نقل از مجالس مفيد و محاسن برقى )
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 366 | ابن فهد الحلي / غفارى ساروى