باشى ، موسى - عليه السّلام - هر كس را كه مىديد ، جرأت نمىكرد بگويد من از او بهترم ، لذا دست از مردم برداشت و در ميان انواع حيوانات ، شروع به جستجو كرد تا اينكه به سگ گر گرفتهاى برخورد كرد ، با خود گفت : اين را با خود مىبرم ، در گردنش ريسمانى انداخت و او را با خود كشيد ، در ميان راه ريسمان را گشود و سگ را رها كرد ، وقتى به مقام مناجات رسيد ، پروردگار سبحان به او فرمود : اى موسى ! كجاست آنچه كه ما به تو امر كرديم ؟ گفت : پروردگارا ! آن را نيافتم .
خداوند متعال فرمود : به عزت و جلالم قسم ! اگر حتى يك نفر را مىآوردى ، نام تو را از ديوان « نبوّت » پاك مىكردم » .
خطرات ريا
« ريا » سه خطر دارد :
اوّل
- مربوط به زمان قبل از عمل است به اين نحو كه از ابتدا ، كارش را براى ديدن مردم شروع كند و انگيزهء دينى در كارش نباشد ، اين چنين ريايى را حتما بايد ترك كرد ، چون معصيت است و به هيچ وجه ، طاعت پروردگار نمىباشد و همان است كه فرمود :
569 - « الرّياء شرك خفىّ »
. يعنى : « ريا ، شركى است پنهان » .
بنا بر اين ، اگر انسان بتواند انگيزهء ريا را بر دارد و نفس را وادار به عمل براى خداى تعالى كند ، شروع نمايد و الّا اگر دعا را ترك كند ، سالمتر مىماند ( تا اينكه دعاى رياكارانه داشته باشد ) .
دوّم
- عزمش بر اين بود كه دعا را براى خداوند متعال انجام بدهد ، منتها در همان ابتداى كار ، ريا ، بر او عارض گرديده است .
در اينجا سزاوار نيست عمل را ترك كند ، چون انگيزهء او دينى بوده ، بنا بر اين ، وظيفهاش اين است كه از طرفى عمل را آغاز كند و از طرف ديگر با نفسش جهاد