1 - به خداوند ( و اينكه همه چيز در دست اوست ) .
2 - به خلق خداوند ( و اينكه هيچ چيزى در دست آنان نيست ) .
3 - به شرافت و كرامت نفس و همت بلند خودش .
در اين صورت است كه بود و نبود مردم مساوى خواهد بود . و گويا به همين مطلب اشاره دارد رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - آنجا كه مىفرمايد :
567 - « يا ابا ذرّ ، لا يفقه الرّجل كلّ الفقه حتّى يرى النّاس امثال الاباعر فلا يحفل بوجودهم و لا يغيّره ذلك كما لا يغيّره وجود بعير عنده »
. يعنى : « اى ابا ذر هرگز كسى فقيه نمىشود - آن هم درجهء بالايش - مگر آنكه مردم نزد او چون شترانى باشند كه باكى به وجود آنان نداشته باشد ، بودن مردم ، تغييرى در او ايجاد نكند ، همچنان كه بودن شتر ، تغييرى در او ايجاد نمىكند » .
اين حديث تا اينجا اين گونه معنا شده ، اما دنبالهء آن دلالت بر تواضع دارد ، چون در ادامه مىفرمايد :
- « ثمّ يرجع الى نفسه فيكون اعظم حاقر لها » .
يعنى : « آنگاه به نفس خود نظر كند و آن را از همه پستتر قرار دهد » .
نظير اين حديث يكى از اصحاب ماست كه :
568 - « انّ اللَّه سبحانه اوحى الى موسى - عليه السّلام - : اذا جئت للمناجاة فاصحب معك من تكون خيرا منه ، فجعل موسى لا يعترض احدا الّا و هو لا يجسر ان يقول : انّى خير منه فنزل عن النّاس و شرع في اصناف الحيوانات حتّى مرّ بكلب اجرب فقال : اصحب هذا فجعل في عنقه حبلا ثمّ جرّ به ، فلمّا كان في بعض الطّريق شمّر الكلب من الحبل و ارسله ، فلمّا جاء الى مناجاة الرّبّ سبحانه قال :
يا موسى ، اين ما امرتك به ؟ قال : يا ربّ ، لم اجده . فقال اللَّه تعالى : و عزّتى و جلالى ، لو اتيتنى باحد لمحوتك من ديوان النّبوّة »
. يعنى : « خداوند سبحان به حضرت موسى - عليه السّلام - وحى كرد كه :
هر گاه براى مناجات نزد من مىآيى ، فردى را به همراهت بياور كه تو از او بهتر
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 360
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٦٠