يعنى : « من بهترين شريك هستم ، اگر كسى در كارهايش غير از مرا شريكم قرار دهد ، آن عمل را نپذيرفته ، به شريكم واگذارش مىكنم ، چون من تنها چيزهايى را كه پاك و خالص براى خودم باشد ، مىپذيريم » .
در حديث ديگر آمده است كه :
565 - « انّى اغنى الشّركاء ، فمن عمل عملا ثمّ اشرك فيه غيرى فأنا منه برىء و هو للّذي اشرك به دونى »
. يعنى : « من بىنازترين شريك هستم ، كسى كه برايم كارى انجام دهد و ديگرى را در آن كار برايم شريك كند ، من دست از آن عمل مىكشم و آن را به شريكم مىدهم » .
و فرمود :
566 - « انّ لكلّ حقّ حقيقة ، و ما بلغ عبد حقيقة الاخلاص حتّى لا يحبّ ان يحمد على شيء من عمل اللَّه »
. يعنى : « هر چيز حقّى ، باطن و حقيقتى دارد ، هرگز بندهاى به باطن و حقيقت اخلاص نمىرسد مگر آنكه دوست نداشته باشد در برابر عملى كه براى خدا انجام داده او را ستايش كنند » .
بدان كه مخفى داشتن دعا همچنان كه در آغاز ، مطلوب بود ، در تداوم و بعد از دعا نيز محبوب و مطلوب است ، بنا بر اين ، بايد آن را مخفى داشته با اظهار كردن ، نابودش نكنى و هميشه به دنبال خلوتگاهى باشى كه خلوت كردن از مردم ، كمك بزرگى بر دفع ريا مىباشد .
اما اگر در ميان مردم هستى ( مسئوليت تو سنگينتر است ) بايد اخلاصت را حفظ كنى و چيزى را با آن مخلوط نسازى ، اين خود بزرگترين درجه از درجات مخلصين است كه خلوت و آشكار ، نزد آنان مساوى باشد و اين به دست نمىآيد مگر اينكه انسان معرفت حقيقى به سه چيز پيدا كند :
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 359
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٥٩