تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
عقيدهء هشام اين است كه اعراض شايستگى دلالت بر ذات بارى تعالى ندارند ، زيرا قسمتى از آنها از طريق استدلال وجود بارى را اثبات مىكنند ، در صورتى كه دلايل اثبات بارى تعالى بايد وجودشان ضرورى باشد « 1 » و مقصود هشام اين است كه دليل بر خالق حتما بايد ضرورى و واجب باشد و محتاج به دليل ديگرى نباشد و اگر بود ضرورى نبود و نمىتوان بر چنين دليل غير ضرورى در اثبات بارى تعالى اعتماد كرد ، به‌طور كلى اين نظر صحيح و پذيرفته است ، ولى لازمه‌اش آن نيست كه استدلال به خودى خود و به‌طور مستقيم ضرورى باشد ، بلكه اگر به ضرورى منتهى شد كافى است ، زيرا ضرورى با واسطه است و اعراض ، بدون شك بعضى از آنها با حواس ظاهره درك مىشوند ، در اين صورت ثبوت آنها ضرورى است ، مثل طعم و بو و امثال آنها و آنچه از آنها كه درك نمىشوند ، ناچار ثبوت آنها محتاج به يك چيز ديگرى است ، آن چيز يا وجدان يا تجزيه و يا شبيه به آنهاست . هشام فوطى معتزلى در اين رأى با هشام بن الحكم موافقت داشته و گفته است : عرضها دلالت بر آن ندارند كه او خالق است و براى دلالت صلاحيت و شايستگى ندارند و اجسامند كه دلالت دارند . سوم - طفره است ، حقيقت اين است كه نظر قابل قسمت بودن اجزاء به ما لا نهايه ، سروصداى بزرگى در بين متكلمان ايجاد كرده و با انتقاد شديد روبرو شد ، چه از لحاظ مخالفت اين نظر با قرآن و چه از لحاظ آنكه لوازم باطلى به دنبال دارد و نتيجهء اين سرو صدا آن شد كه بين اصحاب و معتقدان اين نظر و بين ديگران از مخالفان و آنهايى كه قايل به جوهر فرد بنا بر تعبير شايع هستند ، مناقشات و مباحثات بسيارى درمىگيرد . از بارزترين و برجسته‌ترين افراد قايل به تقسيم جزء الى ما لا نهاية همان هشام بن حكم و نظام بوده‌اند و دانستيم كه نظام اين رأى را از هشام گرفته است و صاحبان اين رأى ناچار شدند ، براى خروج از اين مشكله يعنى مشكلهء ايرادات ديگران ، نظريه و راه گريزى پيدا كنند و اين نظريهء طفره است . بغدادى مىگويد : « نخستين كسى كه اين نظر را ابراز كرد ، نظام بود ، او مىگويد : نظام از هشام بن حكم و از ملحدان فلاسفه ، اين نظريه را كه « جزء لا يتجزى باطل است » گرفت و پيش از او ديگرى خيال اين را هم نكرده است ، « 2 » سپس بر مبناى آن قائل به طفره شده كه دلايل مثبته ندارد » . و از طرف ديگر مىبينيم اشعرى از هشام عقيدهء او را به « طفره » حكايت و نقل مىكند و مىگويد : « اصحاب پيروان هشام بن حكم مىگويند ، جسمى در جايى متمكن است ،
هامش
( 1 ) - الملل و النحل ، ج 1 ، ص 107 ( 2 ) - الفرق ، صص 113 ، 134
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 527 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان