گرفت و از آن مطالب آنچه را كه با فكر و سليقه و تمايل او موافق بود ، پذيرفت .
بههمينجهت او ، همان گونه كه از نام تأليفاتش پيداست ، با بسيارى از عقايد و روشها با تمام مشكلاتى كه از لحاظ فكرى و مذهبى داشتند ، مواجه شد و با كمال شجاعت و مهارت با يكيك آنها مقابله و آنها را رد كرد . لذا كتابهاى رديهء او بسيار است . مثلا كتابهايى بر رد زنادقه و بر ثنويان ( معتقدان به دو خداوند ) و بر هشام جواليقى و بر پيروان طبيعت و بر كسانى كه قايل به ترجيح امام مفضول بر امام راجح بودند ( همان معتزله ) و بر هركس كه وصيت رسول اكرم ( ص ) را انكار كرده بود و بر معتزله در مورد طلحه و زبير و رد بر شيطان الطاق و رد بر ارسطاطاليس و رد بر معتزله بهطور كلى ، نوشته است . چنان كه قسمتى از تأليفات او در باب توحيد و در باب حدوث اشياء و در باب جبر و قدر و معرفت و استطاعت و در مورد حكمين و در باب امامت و از اين قبيل موضوعات و عناوين است كه در آن زمان مورد جدل و بحث و مناقشه واقع شده است .
مؤلفات او كه شارحان احوال وى يادداشت كردهاند بيشتر از سى جلد ، در موضوعات و جوانب مختلف فرهنگ اسلامى روز است كه قسمتى از آنها به شرح ذيل است :
كتاب الامامة .
كتاب الدلالات على حدوث الاشياء .
الرد على اصحاب الاثنين .
كتاب التوحيد .
الرد على اصحاب الطبائع ( طبيعيان ) .
كتاب الجبر و القدر .
كتاب المعرفة .
كتاب الاستطاعة .
الرد على ارسطاطاليس .
الرد على الزنادقة .
الرد على المعتزلة .
الرد على شيطان الطاق .
كتاب الحكمين .
كتاب الوصية و الرد على من انكرها .
الميزان ( و غيره ) . « 1 »
هامش
( 1 ) - هشام بن الحكم از همين مؤلف ، ص 109 - 110