است . چنان كه قسمت زيادى از كتابهاى خود را به رد آنها به ويژه رد بر معتزله اختصاص داده است كه سبب شده بر او حملاتى كنند و حملات آنها سخت و شديد بوده زيرا او را خارج از اسلام معرفى مىكردند و حتى او را يك بيدين قطعى و بدون شبهه ! خواندند و يكى در حق او گفت :
ما بال من ينتجل الاسلاما * متخذا امامه هشاما
كسى كه خود را مسلمان مىداند چگونه هشام را راهبر خود مىشناسد ؟
استاد احمد امين مىگويد : جاحظ با هشام در مباحثهاى تند وارد شد و در انتقاد از هشام با خشونت و غضب به او حمله كرد و اين كار را به حمايت از معتزله نمود ، و چون در متكلمان فوقالعاده اثر گذاشته بود ، نمىتوانستند با او مباحثهاى بكنند كه در نتيجه بر او غالب شوند ، بههمينجهت جماعتى در مقام رد بر او درآمدند ، مثلا بشر بن معتمر معتزلى كتابى در رد بر هشام نوشت و از طرف ديگر بعضى از متكلمان تحت تأثير آراء او رفتند ، حتى در زمانهاى بعد از او ، نيز كسانى مثل ابو عيسى محمد بن هارون وراق و احمد بن حسين راوندى كه كتاب خود فضيحة المعتزله را نوشت و در آن به آراء معتزله و رجال آنها هجوم سختى برد و اعتماد او در بسيارى از فصول كتاب خود بر آراء هشام بن حكم بوده است و در نتيجهء آن ابو الحسين بن الخياط مجبور شد كتاب الانتصار خود را در رد بر كتاب فضيحة المعتزله بنويسد و بر راوندى و هشام حمله كند و مطلب به اينجا تمام نشد بلكه جماعتى وادار شدند هشام بن الحكم را تكفير كنند و او را ملحد و زنديق و غالى بخوانند ، از قبيل ابن الخياط و ابن تيميه و ابو على جبائى و قاضى عبد الجبار و ابن قتيبه و ديگران ، اينان وادار شدند كه هشام را به هرچه مىتوانستند متهم كنند و با تعصبى شديد به او حمله كردند و در اطراف او ابر غليظى از اتهامات و شكوك پراكندند و اين نسبتها تا به امروز مانع شده است كه بررسىكنندگان حقيقت حال او را دريابند . « 1 »
تأليفات هشام بن الحكم
هشام بن الحكم آثار علمى سودمند بسيارى داشت كه در آنها آن امواج فرهنگى كه در محيط او بود ، موج مىزند . او از روح دنياى بيداد آن روز كه بر بسيارى از موضوعات آن آگاه و بر تناقضات و اختلافات و ضعف بسيارى از آنها واقف بود ، نتايج بسيارى
هامش
( 1 ) - ما اين مراتب را به تفصيل در كتاب خود به نام هشام بن الحكم آورده و بسيارى از ابهامات و اتهامات را بر طرف ساختهايم .