هفتم - افعال بندگان صفات آنها است ، نه خود آنها و نه جزئى از آنهاست . و آن صفات اعراضى هستند ، نه جسمند و نه چيز ديگر . . .
هشتم - آنكه قياس در غير از منصوص العلة جايز نيست و قياس اولويت غير از قياس است . « 1 »
نهم - امامت به صورت تعليق نخواهد بود و بايد با نص واضح و صريح و آشكار باشد و رسول ( ص ) آن را براى على بن ابى طالب ( ع ) عنوان كرد .
دهم - ارادهء خداوند متعال حقيقت وصف او نيست و اگر به او نسبت داده شود ، مقصود اين است كه او ايجادكنندهء اراده است ، برحسب علم او و اگر گفته شود و به اين عبارت توصيف شود ، كه او مريد نسبت به افعال بندگان است ، معنى اين آنست كه خداوند به افعال آنها امر مىكند .
يازدهم - اجماع حجت نيست ، بلكه حجت همان قول معصوم است .
شخصيت هشام بن الحكم ازآنجهت است ، كه در دفاع از اسلام اقداماتى بزرگ انجام داده و در دفاع و نصرت و يارى توحيد و دفع شبهات مخالفين كوشش بسيار كرده است و مذهب اماميه را بهطور بسيار روشنى تقرير كرده و با فرقههاى ديگر ، خاصه فرقهء معتزله معارضات و مباحثات مفيدى داشته است و بر آنها حمله كرده و آراء آنها را مورد انتقاد قرار داده و با پيشوايان آنها مناظره كرده است . مىبينيم كه هشام در مناظرات خود با ساير فرقهها و بزرگان فرقههاى غير شيعه ، سربلند و سرفراز بيرون آمده است . وى با عمرو بن عبيد و ابو اسحاق نظام و ابو الهذيل علاف و ضرار بن عمرو الضبى و عبد اللّه بن يزيد اباضى و يحيى بن خالد برمكى و متكلم شامى و جاثليق و سليمان بن جرير ، پيشواى زيديه و ديگران ، مناظره كرده و در مناظرهء خود پيروز شده است و مناظرات او در مسائل مختلف بوده
هامش
( 1 ) - توضيح آنكه در مواردى كه جواز يا عدم جواز فعلى با دليل و علت بيان شده باشد ، مثل مورد تنقيح مناط مثلا گفته شود كه شراب حرام است به علت آنكه مسكر است ، در اين مورد مىتوان ساير مشروبات الكلى را كه دليل حرمت شراب در آنها نيز هست ( سكر و مستى ) با شراب قياس كرد ، يا مثل آنكه در باب اولويت بگوييم :
وقتى كه مىگوييم يكذره خون نجس است پس بيشتر از يكذرهء آن هم به طريق اولى نجس خواهد بود ، در اين قبيل موارد قياس جايز است ، ولى اصطلاحا قياس نيست ، ولى اگر علت فعلى منصوص از طرف شرع نباشد هيچ فعل ديگرى را نمىتوان با آن فعل قياس كرد ، اين قسمت فقط براى توضيح بيان شد و اين بحث ، بحث مفصلى است كه جاى ورود در آن اينجا نيست و امثال فوق الذكر فقط براى اشارهء اجمالى بود و لو آنكه امثله مخصوص - العلة و اولويت ، مثالهاى ديگرى است . ه - م .