ولى نظر صدر المتألهين در انتخاب يكى از اين وجوه هميشه يكسان نبوده است . مثلا در رسالهء خود سريان الوجود ، ص 138 ، به وجه سوم متمايل شده است ، آنجا كه در بحث از ممكنات مىگويد : آنها موجودات متعدد و متكثرى در خارج هستند و كثرت عينى و حقيقى دارند ، پس وجود يكى است ولى موجود متعدد و متكثر است . ولى در اسفار چنين مىنمايد كه از وجه چهارم جانبدارى مىكند و اينكه وجود در حقيقت متعدد است ولى در عين حال حقيقتا يكى است و موجود نيز چنين است .
ملا صدرا با اين تعبير كليهء نحوههاى وجود را در يك جا گرد آورده است ، زيرا از جهتى به تعدد وجود و موجود قائل شده و از جهت ديگر به وحدت وجود و موجود رأى داده و از جهت سوم به وحدت وجود و تعدد موجود گرويده است . اينجاست كه اختلاف و تفاوت بين آراء او ظاهر مىشود ، ولى او خود همين نظر را تأكيد مىكند و بر آن اصرار مىورزد و مىگويد : فهم اين نظر احتياج به فطرتى مخصوص و ديگر دارد و نظر خود را چنين توجيه مىكند كه مرادش از معنى تعدد وجود ، معناى حقيقى در مقابل مجاز لغوى است و معناى وحدت وجود معناى حقيقى در مقابل مجاز عرفانى است . او در كتاب خود المبدأ و المعاد گفته است : « اطلاق وجود بر سواى خدا مجاز لغوى نيست ، بلكه در نزد اهل اللّه مجاز عرفانى است . » « 1 »
البتّه اين رأى كه وحدت در وجود و موجود عين كثرت آنها و كثرت آنها عين وحدت است نظرى كاملا پيچيده و غامض است و اينست معنى مجاز عرفانى نه معنى مجاز لغوى .
ملا صدرا در اسفار چنين آورده است :
« هويت ممكنات امور اعتبارى محض است » و حقايق آن نيز وهم و خيالى بيش نيست كه جز از طريق اعتبار حاصل نمىشود . پس وحدت عين كثرت است و چون اهل ظاهر به چشم دو بين به وجود و موجود مىنگرند آن را متعدد مىبينند ولى صوفيان كه با چشم راست .
و فقط با همان يك چشم بدان نگاه مىكنند آن را يكى مىبينند و غير از خدا چيزى را نمىبينند . اما فرد كامل كه با دو چشم مىنگرد و از دو زاويه نگاه مىكند و هر دو طريقه را باهم جمع مىكند ، مىداند كه هر ممكنى دورو دارد : يك روى آن متوجه به نفس و ذات خويش است و وجه ديگرش بهسوى خدا و منسوب به او است و وجود او انعكاسى و اشراقى و تبعى است ، اگر به چشم راست به آن نظر كند چيزى غير از خدا كه واحد احد است ديده نمىشود و چون به ذات و نفس او بنگريم وجودش را متعدد و متكثر مىبينيم . و در اسفار ، ص 15 ، مىگويد :
هامش
( 1 ) - المبدأ و المعاد ، ص 134