تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
و احترام شايستهء او را به‌جا نياورده است گله‌ها و شكايتها دارد . به‌طور اجمال مىتوان گفت كه صدر المتألهين از روح جامعه‌اى كه در آن زندگى مىكرد بسيار بدور بود و با مردم زمانهء خود در هيچيك از جهات و جنبه‌هاى زندگى كه بدان نيازمند بودند و آن را احساس مىكردند ، هم‌بستگى و توافق نداشت . او مىخواست مردم را به قبول فلسفه‌اى كه جز خود او و عدهء قليلى آن را درك نمىكردند وادار كند . فلسفه‌اى كه از احساسات شخصى او و از افكار صوفيانه سرچشمه گرفته و به هم درآميخته شده بود ، افكارى كه جز در مغز صاحبان آن در جاى ديگرى وجود نداشت و به ديگران سرايت نكرده بود . به اين جهت فيلسوف ما با محروميت زندگى كرد و از آنچه ديگر علما و فقها از آن بهره‌مند بودند و به سبب آن مورد تجليل و علاقهء مردم قرار مىگرفتند ، محروم ماند . همين محروميتها سبب شد كه عقده‌اى در او به وجود آيد و او را به حمله بر علما و فقها و افراط در تفاخر به آراء و افكار خود وادارد . خدا فيلسوف بزرگ ما را بيامرزد ، او مرد ولى از روحيهء همگانى مردم آگاه نشد و انديشهء مردم و اكثريت را مورد توجه قرار نداد زيرا او با ديگر مردم در يك سطح فكرى نبود .

آراء صدر المتألهين

يكى از افكار و نظريات بارز و برجستهء او نظريهء « وحدت وجود » است كه علما و فقها اين نظر را بر او خرده گرفتند و به شدت بر او تاختند و آشكارا او را لعن و تكفير كردند و در اذكار و اوراد عبادى خود به لعن او زبان گشودند . كافى است بدانيم شيخ احمد احسايى متوفى به سال 1243 هجرى ازاين‌رو مورد تكفير قرار گرفت كه به برخى از آراء صدر المتألهين متمايل بود ، با وجود اين او نيز ملا صدرا را تكفير مىكرد و از او بد مىگفت . نظريهء وحدت وجود در جوامع فلسفى جايى براى خود باز كرد و بسيارى از فلاسفه ، خاصه پيروان مكتب اشراق كه معتقد به اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت بودند ، بدان معتقد شدند . شاگردان ملا صدرا خاصه دامادش ملا محسن فيض تحت تأثير اين نظريه قرار گرفتند . شيخ احمد احسايى در شرح الرسالة العرشية ملا محسن فيض را مخاطب قرار مىدهد و به سخريه و استهزا به او مىگويد : « پس بگو من خدايم و نترس ، زيرا با تصريح به اين