و مردم را به سياهچال كفر و الحاد كشاند . ولى صدر المتألهين ، از اين نظريه ، برهانى بر وجود و اثبات صانع و دليل بر حدوث عالم آورده است .
بههرحال نمىدانيم مقصود او آن بود كه نقل كرديم ؟ يا آنكه مقصودش اين است ، كه جوهر هر جسم - بالفعل از حركت ذاتى بهرهمند است چنان كه اين معنى را به ابو بكر رازى نسبت دادهاند و رازى در اين باب رسالهء مخصوصى دارد به نام مقالة فى ان للجسم تحريكا من ذاته و ان الحركة مبدأ طبيعى له يعنى جسم را از طرف ذات خود تحريكى است و حركت مبدأ طبيعى براى آنست . « 1 »
و بنابراين حركت جوهرى همان حركت ذاتى است كه ذرات ماده از آن بهرهمند هستند و بر دور هستههاى خود بهطور منظم در حركتند . از مجموعهء اين ذرات مجموعهاى همانند منظومهء شمسى به وجود مىآيد كه با سرعتى فوقالعاده زياد در حركت است و در اثر همين سرعت فوقالعاده است كه ثابت به نظر مىرسد .
اين نظريه را بايد سرآغاز نظريات جديد در اتم دانست كه براساس آن اتم شكافته شد و به صورت بارهاى مثبت و منفى درآمد و همين نظريه است كه مقدمهاى براى اختراعى بس بزرگ در جهان بود . معنى و تفسير نظريهء او دربارهء حركت جوهرى هرچه باشد باز بر كمال عقل و شخصيت فوقالعادهء او دلالت دارد .
تأليفات صدر المتألهين
ملا صدرا در فلسفه و حكمت اشراق تأليفاتى بزرگ دارد كه برخى از آنها تا اين تاريخ هنوز يگانه يار و ياور طلاب علوم عقلى است كه به آنها پناه مىبرند . بيشتر اين آثار بلكه بقولى كليهء آنها به چاپ رسيده است . تأليفات ملا صدرا غالبا در موضوعهاى زير است :
1 - آنچه براى شناخت مبدأ نخستين و صفات و آثار او لازم است كه قسمت اعظم فلسفه ، به معنى عمومى ، و بررسى فلسفهء كلى را در بر گرفته است .
هامش
( 1 ) - ملا صدرا براى اثبات حركت جوهرى ادلهء چندى آورده است . يكى از دلايل و خلاصهء نظر او ، دور از تفصيل و تطويل ، اين است : حركت بهطور قطع و يقين و به ضرورت ، در اعراض مسلم است . مانند حركت كمى و كيفى و وضعى و انتقالى ( كه از آنها به حركت در كم و كيف و وضع و اين تعبير مىشود ) چون حركت نهال بهسوى درخت شدن و سبز شدن و حركت جنين به طفلى و سپس جوانى و كمال و پيرى و حركت كيفى در غوره به انگور شدن و حركت مشهود جابجا شدن اشياء و امثال آن . از آنجا كه وجود عرض تابع جوهر است پس حركت در عرض نيز تابع حركت در جوهر خواهد بود . مثلا تا وقتى قبلا در جوهر جنين حركتى به وجود نيايد در كميت و كيفيت و وضعيت و موقعيت بدن او حركت پديدار نمىشود و چون حركت در اين اعراض واقع است بايد جوهر قبلا متحرك باشد تا اعراض چهارگانه به پيروى آن حركت كنند . ويراستار