حرف آسوده و راحت خواهى شد ! » . « 1 »
اين نظريه رنگ كفر و زندقه به خود گرفت و پيروان و معتقدان به اين نظريه خارج از دين شمرده مىشدند با آنكه معانى متعددى دارد و چه بسا تالى فاسدى بر برخى از معانى آن مترتب نشود . ولى چه مىتوان كرد ؟ صحبت از جمهور مردم است كه اين مطالب را درك نمىكنند و هميشه ظواهر امر را مىگيرند و جز معناى ظاهرى لغوى كه فهميدهاند مطلب ديگرى را نمىپذيرند . ازاينرو بسيار خطرناك است كه اين نظريات عميق را در دسترس تودهء مردم قرار دهيم ، زيرا آنها جز آنچه فهميدهاند هيچ تفسير و معناى ديگرى را نمىپذيرند .
فقها در اين ميانه نقش بزرگى داشتند چون با حادثهء تازهاى روبهرو شده بودند كه فقيهان پيشين در آثار خود متعرض آن نشده بودند و بدين جهت مىدانى تازه براى استنباط و استنتاج بود كه آيا كسى كه قايل به وحدت وجود باشد كافر است ؟ و آيا به نجاست او بايد حكم داد ؟
بالاخره رأى فقهاى متأخر بر اين قرار گرفت كه معتقد به اين نظريه مادام كه به احكام اسلام عمل مىكند نه كافر است و نه نجس به شرط اينكه به مفاسد مترتب بر اين نظريه ملتزم و پايبند نباشد . شاگردان مكتب ملا صدرا اهتمام زيادى به تفسير نظريهء او مبذول مىداشتند تا نظريهء « وحدت وجود » را صحيح جلوه دهند و آن را براى تودهء مردم به صورتى عامهپسند تفسير و توجيه كنند ، تا از اين راه از شدت حملات بكاهند . خلاصهء آن تفاسير اين است كه گفتهاند براى اين مسئله چند صورت است :
اول - كثرت وجود و موجود بهطور كلى و اين همان معنى و مفهومى است كه بيشتر مردم آن را مىفهمند .
دوم - وحدت كامل وجود و موجود بهطور كلى و اين عقيدهء طايفهاى از صوفيه است كه گفتهاند : در لوح واقع و در عين عيان جز يك ذات كه قايم به خود است چيز ديگرى وجود ندارد و آن حقيقتى است منفرد كه تركيب را در آن راه نيست و آن همان حقيقت حيات ازلى و ابدى و وجود محض دائم است ، ذات او از شائبههاى عدم منزه و مبرى است و هيچگاه متصف به اوصاف امكان نخواهد بود ، و هرچه غير از او هست اشراقى از چهرهء او و درخشندگى و برقى از ذات او و سايهء نور او هستند ، ماهيتها همه مظاهر فيض اويند و ماهيات به تنهايى سرابى بيش نيستند كه تشنگان آن را آب مىپندارند و چون به نزديك آن رسند چيزى نمىبينند .
هامش
( 1 ) - الرسالة العرشية ، ص 17