به نظر مىرسد كه صدر المتألهين تا حدود زيادى با آراء محيى الدّين بن عربى شيخ متصوفهء دوران خود و متوفى به سال 638 هجرى ، نوعى پيوستگى فكرى داشته و ابن عربى در نظر صدر المتألهين مرد بزرگى بوده است چون در تمجيد و تعظيم او مبالغه و اغراق مىكند و به سخنان او بسيار استشهاد مىكند و آراء او را با حالتى قدسى جلوه مىدهد و او را حكيم عارف و شيخ جليل محقق مىنامد ، بلكه بعضى از اقوال او را چون نص واجب العمل مىداند كه خطايى در آن راه ندارد . محيى الدّين بن عربى در نظر ملا صدرا از پيشوايان كشف و شهود است و اين معنى بهطور واضح از كتاب الاسفار الاربعة و المبدأ و المعاد و كتابهاى ديگر او استفاده مىشود .
صدر الدّين از ابن عربى بهطور جدى دفاع مىكند و در مقام آنست كه از عقايد ضعيف و سست او دفاع كند و به طورى آنها را موجه جلوه دهد چنان كه در مورد مخالفت او در موضوع علم خدا از اين روش پيروى كرده است چون ابن عربى نخواسته است ، به پيروى از معتزله ، به « ثبوت معدومات » كه آن را « حال » مىنامند ، معتقد شود . صدر المتألهين در اينجا نيز به اعتذار از اين نظر ابن عربى مىپردازد .
اين نكته مسلم است كه همفكرى او با ابن عربى و تمايل شديدش به او از آثار همان روحيهء تصوف است كه بر افكار و آراء او مسلط بوده است . صدر المتألهين ، علاوه بر اين ، به فقها سخت مىتازد و آنان را مورد قدح و طعن خود قرار مىدهد به حدى كه صاحب المستدرك دراينباره گفته است : « صدر المتألهين در كتابهاى خود به فقها و رجال دين بسيار تاخته و آنان را جاهل و خارج از زمرهء دانشمندان شمرده است . چنان كه در ضمن رسائل خود ، در رسالهء الواردات القلبية « 1 » و در تفسير خود « 2 » ضمن تفسير آية الكرسى آنجا كه از انقطاع عذاب بحث مىكند و نيز در المبدأ و المعاد « 3 » به فقيهان مىتازد و تهاون فقها را به فلسفه و حكمت و فلاسفه بشدت انتقاد مىكند و در تحقير آنان سخت مىكوشد و دربارهء ايشان مىگويد : « بيشتر آنان از مردمان جاهل شقىترند » .
در عين حال از انتقاد بر ابن سينا نيز خوددارى نمىكند چنان كه در اسفار « 4 » از او انتقاد كرده و از ديگر فلاسفه هم به سختى انتقاد نموده است .
صدر المتألهين در مورد آراء و نظريات خود به صورتى خودخواهانه و مغرورانه اظهارنظر مىكند و در بسيارى از مؤلفاتش از فلسفهء خود با غرورى مخصوص و آشكارا ياد مىكند و در عين حال از زمانهء خود كه حق او را نشناخته و از او تقدير شايان نكرده
هامش
( 1 ) - الواردات القلبية ، ص 258
( 2 ) - تفسير ملا صدرا ، ص 352
( 3 ) - المبدأ و المعاد ، ص 278
( 4 ) - اسفار ، ج 4 ، ص 127