« جان و روانم به مجاهدات طولانى پرداخت و قلبم از كثرت رياضت سخت بسوخت و از اين راه انوار ملكوت بر نفس و قلب من پرتو افكند و پوشيدگيها و رموز عالم جبروت در آن جايگزين شد و انوار احديت بر آن تابيد و الطاف الهى شامل حال آن شد ، پس بر اسرارى آگاه شدم كه تاكنون از آن آگاه نبودم و رموزى بر من كشف شد كه از طريق دليل و برهان بر من كشف نشده بود . هرآنچه را كه در گذشته از راه برهان بدان آگاهى يافته بودم ، همه را بيش از پيش به شهود و عيان ديدم . . . » .
مرحلهء سوم - مرحلهء تأليف و تدوين آراء اوست كه اكثر آنها بر طريقهء اشراق و كشف و شهود است . نخستين كتابى كه در اين مرحله تأليف كرد ، همان كتاب اسفار اوست ، و شايد در اواخر دوران مرحلهء دوم مطالعات او بود كه به تأليف آن شروع كرد . اينكه از اسفار او ياد كرديم ازاينجهت است كه اين كتاب شامل تمامى افكار و آراء فلسفى و مكاشفات عرفانى اوست و بيشتر مطالب كتابها و يا تمامى مطالب كتابهايى كه پس از آن نوشته از آن گرفته شده است و لذا گفتهاند كه اسفار سرچشمه و منبع تأليفات ديگر اوست كه همه از آن متفرع شدهاند .
مراحل سهگانهاى كه صدر المتألهين گذرانده ما را به ياد مراحل سهگانهء مطالعات غزالى و شباهت نزديكى كه بين اين دو هست ، مىاندازد زيرا هريك از اين دو دانشمند در مرحلهء نخست ، مشغول مطالعه و بررسى آراء فلاسفه و متكلمان بودند و سپس هريك از غزالى و صدر المتألهين آراء فلاسفه را ، به عنوان آنكه راهى به حقيقت ندارد و به علاوه مانع وصول به حقيقت است ، آرائى نابخردانه شمردهاند . به علاوه هريك از اين دو دانشمند مدت زيادى به كنارهگيرى و عزلت پرداختند و در خلال همين مدت بود كه به پرورش افكار خود مشغول شدند و بالاخره هر دو تحت تأثير فلسفهء اشراق عرفان قرار گرفتند . غزالى و صدر المتألهين هم از لحاظ اوايل زندگى و هم از لحاظ فكر و هم ديگر جهات به يكديگر شباهت داشتند . اين دو نفر باهم مكتب خاصى را به وجود آوردند كه در بيشتر حالات جامع بين آنها به شمار مىرود ولى صدر المتألهين امتيازش در اين بود كه فرهنگش وسيعتر و فكر و احساسش عميقتر و از خرافات صوفيه و گمراهيهاى آنها دور تر بود . امتياز ديگر او در اين است كه در بيان احساسات عرفانى و آراء اشراقى خود از نصوص اسلامى خالص كه آن را با تأويل و خيال نياراسته و آراء خود را در آن دخالت نداده است ، استمداد جسته و آراء خود را با نصوص اسلامى تطبيق داده و از آنها تبعيت مىكرده و به عكس غزالى و متصوفين نظير او در همان مسير مىرفته است .
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ عبد الله نعمة
ص٤٨٤