موضوعات فلسفى ، به ادلهء سمعى از كتاب و سنت استشهاد مىكند به قسمى كه كتابهاى فلسفى او مثل آنست كه در تفسير مطالب دينى نوشته شده است . كتابهاى تفسير او ، مثل تفسير قرآن و شرح اصول كافى ، نيز در حكم تفسير موضوعات فلسفى است .
با تمام كوششهايى كه ملا صدرا كرده است باز مىبينيم شخصيت مشائى او غالبا مخفى مانده است و شايد كنارهگيرى طولانى او ، از مهمترين عوامل توجه وى به عرفان بوده و او را محكم به رشتهء اشراق بسته و شخصيت اشراقى او را نمايان ساخته است .
به نظر مىرسد كه صدر المتألهين سه مرحله را گذرانده است :
مرحلهء اول - مرحلهء شاگردى و تلمذ و تعلم اوست كه در خلال آن به تفحص و تتبع در آراء فلاسفه و متكلمان پرداخته است و در همين مرحله بوده است كه تحت تأثير روحيهء تصوف قرار گرفته چنان كه در مقدمهء تفسير سورهء الواقعة به اين نكته اشاره مىكند و مىگويد :
« من در گذشته زياد به بحث و تكرار مشغول بودم و بهطور جدى كتب حكما را مطالعه مىكردم و در آنها به دقت مىنگريستم تا حدى كه خيال مىكردم چيزى شدهام و بجايى رسيدهام و چون چشم بصيرتم باز شد و در وضع و حال خود تأمل كردم ديدم گرچه مطالبى از احوال مبدأ و تنزيه آن از صفات امكان و حدوث را فهميدهام و مختصرى دربارهء معاد نفوس انسانى دستگيرم شده است ولى از علوم حقيقى و حقايق عيانى كه جز به ذوق سليم و وجدان قابل درك نيستند ، بىبهره ماندهام » .
صدر المتألهين از آنكه اوايل عمر خود را به تفريط و پيروى از مسلك اهل بحث گذرانده است اظهار پشيمانى مىكند و در مقدمهء اسفار مىگويد :
« از اينكه قسمتى از عمر خود را در تتبع آراء فلسفه و متكلمان اهل جدل گذراندم و بررسيهاى آنان را مطالعه كردم و جروبحث آنها را ياد گرفتم ، از خدا طلب مغفرت مىكنم » . و به نظر مىرسد رسالهء طرح الكونين را كه در آن عقيدهء خود را دربارهء وحدت وجود مطابق مسلك اهل عرفان ابراز داشته است ، در اين مرحله از عمر نوشته است .
مرحلهء دوم - مرحلهء عزلت و كنارهگيرى او بود كه در اين مرحله از همه بريد و به عبادت ، در برخى از كوهستانهاى دوردست ، پيوست و 15 سال در آن محل به عبادت اشتغال ورزيد چنان كه او خود به اين كنارهگيرى تصريح كرده است و ما آن را قبلا نقل كرديم .
در اين مرحله عناصر تصوف در او كامل گرديد و روح عرفان در او نضج گرفت و از اين گفتار ملا صدرا مىتوان به اندازهء تأثير اين مرحله در روحيهء او پى برد :
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 483
مساهمون: الشيخ عبد الله نعمة
ص٤٨٣