تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
« استخوانهاى پوسيده را كسى كه از اول آنها را خلق كرده زنده مىكند » و قدرت او قدرتى است كه آسمانها و زمين را خلق كرده و وجود چيزى را با نقيض آن اثبات مىكند . بديهى است هر زبان و هر منطقى عاجز از چنين امرى است و تمام بشر تا آخر در اين باب عجز و قصور دارند و البتّه عقول جزيى را بدان دسترسى نيست » . « 1 » از جهت ديگر ، مىبينيم كه كندى تحت تأثير فلسفهء طبيعى رفته و اثرش در افكار و تأليفات او همان گونه كه در فلسفهء الهى ديده مىشود . در فلسفهء طبيعى هم بارز است و از تأليفات بسيار او اين نكته به خوبى مفهوم مىشود . وى در فلك ، در حساب ، در موسيقى ، در هندسه ، در ظواهر طبيعت ، از قبيل ابر و باران و رعد و برق و قوس قزح و رنگ آبى آسمان و سردى و گرمى و چيزهاى ديگر مطالعه كرده ، چنان كه بعضى از مسائل ماوراءالطبيعه را هم تفسير نموده است . مثلا در ماهيت خواب و خواب ديدن و غيره ، « 2 » ولى مسئلهء رياضيات بيشتر توجه او را جلب كرده است كه رساله‌اى به نام فى انه لا تنال الفلسفة الا بالرياضيات نوشته و گفته است : « انسان وقتى فيلسوف مىشود كه رياضيات را بداند » . او در اين باب اهتمام داشته و رساله‌اى در نتهاى موسيقى تأليف نموده است و اين رساله را در وقتى تأليف كرده است كه اروپا چند قرن بعد از آن نتهاى موسيقى را شناخت . كندى حروف و اعداد را در طب نيز به كار برد و در باب دواهاى تركيبى نيز نظرياتى دارد . دىبور مىگويد : « در واقع كندى عمل داروها را هم شبيه به موسيقى بر مبناى تناسب هندسى قرار داده است و قضيهء داروها را از راه تناسب در كيفيات محسوس ، گرمى و سردى و ترى و خشكى بنا گذاشته است » . « 3 » از دلايل اهتمام او به رياضيات اين است كه نظريهء فلسفى مشهور « عدم تناهى ازلى در اجسام » را رد كرده به اينجا مىرسد كه مىگويد : محال است جسمى وجود داشته باشد كه نهايتى به صورت فعليت ( يعنى نهايت خارجى ) نداشته باشد و اين نظر را با اعتماد به مقدمات رياضى بيان داشته و از رموز رياضى كمك گرفته است . خلاصهء آن مقدمات ( يعنى همان استدلالى كه در باب بطلان لايتناهى از طرف فلاسفهء اسلام عنوان شده ) اين است : 1 - اشياء متجانس كه هيچ‌يك از آنها بزرگتر از ديگرى نباشد متساوى هستند . 2 - اشيائى كه ابعاد بين نهايت آنها متساوى باشد متساوى هستند ، چه بالقوه و چه بالفعل . 3 - اشياء متناهى ممكن نيست نهايتى نداشته باشند . 4 - اگر بر يكى از آنها كه متجانس هم بودند چيزى زياد كنيم البتّه غير متساوى
هامش
( 1 ) - - رسائل كندى ، ج 1 ، صص 372 و 376 ، البتّه كندى در توضيح اين آيات به تفصيل پرداخته است . ( 2 ) - - رسائل كندى در ماهيت خواب و خواب ديدن ، ح 1 ، ص 305 - 306 ( 3 ) - تراث العرب ، ص 143