بويژه فلسفهء ماوراءالطبيعهء او ، سايههاى دينى و عقيدتى داشته است و افكار او در همان مسيرى حركت مىكرد كه اسلام در آن مسير مىرفت و نوع افكار و معتقدات او تكاندهنده بود و كمتر نظير آن در حكما و فلاسفهء معاصر او ديده مىشود . كوشش او در توفيق بين دين و عقل يكى از مظاهر اين مشرب است ، وى با فلسفه و نظريهء هندى برهمنى كه اساس آن بر عقل پايهگذارى شده و تنها عقل را مصدر كافى در تمام معارف مىداند و مىگويد با بودن عقل ديگر احتياجى به پيامبران نيست ، به شدت معارضه كرده است . دليل پيروان آن نظريه اين است كه اگر آنچه انبياء مىآورند موافق احكام عقل است ديگر به كوشش آنان احتياجى نيست ، و اگر مخالف عقل است بايد آنها را رد كرد . ولى كندى در مقام دفاع از مسئلهء نبوت برآمده قول براهمه را رد كرده و نظريهء آنها را پوچ دانسته و رسالهاى در تثبيت نبوت و كتابى هم در اثبات نبوت از طريق منطق نوشته است . ولى ما تاكنون ، به دلايل او در رد خصم و اثبات نظريهء وى برنخوردهايم . فقط اين مطلب شهرت دارد ، اما مدارك اصلى كه اين امور را توضيح دهد در دسترس ما نيست . شايد روش او در اين باب و معارضه با نظر براهمه ، عين طريقهاى بوده است كه فلاسفهء متأخر آن را پيش گرفتهاند و و خلاصهاش اين است :
عقل سه حالت دارد :
اول . ادراك عقل به حسن بعضى از چيزها ، مثل آنكه نيكى و نيكوكارى را خوب مىداند .
دوم . ادراك عقل به قبح و بدى بعضى از امور ، مثل ادراك قبح ستم و خيانت .
سوم . آنكه عقل حسن و قبح بعضى از امور ، مثل بعضى از عبادات را درك نمىكند و حكمى در آنها ندارد و چيزى از آن را نمىداند مگر به واسطه و وسيلهاى از قبيل شرع يا عرف يا بناگذارى . . .
كندى رسالههايى در موضوعات متعدد دارد كه ظواهر آنها نشان مىدهد مشرب او همان است كه در بالا به آن اشاره كردهايم . از جملهء آنها نامهايست به احمد بن المعتصم در تجويز اجابت دعا از طرف خداى عز و جل از كسى كه از او حاجت خواسته است ، رسالهاى در انتهاى جرم عالم و رسالهاى كه به محمد بن جهم دربارهء وحدانيت خدا فرستاده و رسالهء او در روشن ساختن وحدانيت خدا و رسالهء گفتار او با ابن راوندى در توحيد ، رسالهء او در افتراق ملل در توحيد و رسالههاى او در رد منانيه و ثنويه و نقض مسائل ملحدان و كتاب او در افعال خدا كه همگى ناشى از عدل است و . . . « 1 » و ما هنگامى كه عناوين اين رسالهها و كتابها را مىخوانيم متوجه مىشويم كه عناصر و عوامل دينى تا چه درجه در افكار او مؤثر بودهاند ،
هامش
( 1 ) - فهرست كتب او را در عيون الانباء ، ج 2 ، ص 183 - 190 ملاحظه كنيد .