تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
از واقع و حقيقت به كار برده است » . « 1 » به طورى كه ابن ابى اصيبعه گفته اظهارات صاعد در اينجا حملهء بسيار شديدى عليه كندى بوده است ، ولى اين حمله‌ها از مقام علمى او نكاسته و مانع توجه مردم به كتابهاى او نشده و نمىشود و مردم از آنها استفاده مىكنند . « 2 » و در مرتبهء ديگر بازهم صاعد به او ، نسبت داده است كه كندى در كتاب التوحيد كه مشهور به فم الذهب است ، مذهب افلاطون را پذيرفته و معتقد است عالم در غير ظرف زمان حادث است ، كندى اين عقيده را تأييد كرده و دلايل نادرستى بر صحت آن آورده است كه قسمتى از آن دلايل سوفسطايى و قسمتى خطابى است . « 3 » واضح است كه قاضى صاعد در اين انتقادات به‌هيچ‌وجه زمان و محيط كندى را مورد توجه قرار نداده است . دورهء كندى نخستين مرحلهء شروع به نقل و ترجمهء آثار و افكار يونانيان و ديگران يعنى دوره‌اى بود كه فلسفه و علوم در عالم اسلامى شروع به تكوين مىكرد . قاضى صاعد ، كندى را به جاى فيلسوفى كه در دوره‌هاى اخير ، يعنى دورهء پختگى افكار و علوم و دوره‌اى كه نتايج و ثمرات فلسفه به صورت ميوه‌هاى رسيدهء بوستان فلسفه و علوم چيده مىشود ، گرفته و به او به آن چشم نگاه كرده است . همچنين مىبينيم ابن رشد هم در كتاب خود الكليات در جايى كه گفتگو از تركيب داروها مىكند ، رأى كندى را عنوان نموده ، از آن به شدت انتقاد كرده است و در مقام عيبجويى از او مىگويد : كندى در كتاب طبيعة الادوية خويش مطالب بىسروته و هذيانى بسيار آورده است كه سبب بىنظمى و بهم‌ريختگى در علم داروها شده است . « 4 » به‌هرحال ، هرچه باشد كندى با كوشش و حرارت فراوان در تمام رشته‌هاى علوم و جوانب فرهنگ و معرفت آنچه در دورهء او بوده ، كار كرده و نتايجى به دست داده است و مىبينيم كه كوشش او در موضوعات طبيعى و رياضى و نجوم و هيئت و ظواهر هستى ، و حتى در علم موسيقى ، كمتر از كوشش و توجهش به قضاياى فلسفى و ماوراءالطبيعه نبوده است و به يك نسبت در تمام آنها به كوشش مشغول بوده و حرارت داشته است . دليل ما تأليفات متعدد او در هر رشته از آن علوم و معارف است و اين خود نمودار وسعت دامنهء افق فكرى وى و ميزان و اندازهء كوشش علمى اوست كه او را به حق در مرتبهء بارزى در بين متفكران سرشناس قرار داده است .
هامش
( 1 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 181 ( 2 ) - همان مأخذ . ( 3 ) - رسائل كندى ، ج 1 ، ص 62 ( 4 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 128 به نقل از كليات ابن رشد ، چاپ مراكش ، ص 161 و صفحات بعد از آن تا ص 168