تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥

روشها و تمايلات فكرى كندى

كندى در مدت حيات خود ، بين كوفه مسقط الرأس خويش و بصره و بغداد زندگى كرده قسمت اعظم از عمر خود را در بغداد بوده در نزد مأمون و معتصم ، خلفاى بنى عباس داراى مرتبه و مقامى شده است . اين سه محل در آن زمان در حقيقت مركز و ستاد نهضتهاى فكرى و علمى و نقطهء تلاقى تمام امواج فرهنگى و محل مبارزهء مذاهب و طريقه‌هاى مختلف و تمايلات مذهبى و فرقه‌ها بوده است ، و اگر در نظر بگيريم كه كندى در پايتخت مذهب اعتزال ، ( بصره ) نشو و نما كرده و هنگامى كه ملكات او شروع به كار نموده است در بغداد ، تربيت شده است و خلفاى بنى عباس از دورهء مأمون تا اوايل دورهء متوكل سايهء لطف بر سر او انداخته بودند و هنگامى كه جنبش ترجمه و نقل افكار يونانيان و افكار خارجى به اوج خود رسيده بود زندگى مىكرده است و اگر اين اوضاع و احوال و خصوصيات را در نظر بگيريم و درست به اين نكات توجه كنيم به خوبى درمىيابيم كه محيط فكرى دوره‌اى كه كندى در آن زندگى مىكرده چگونه محيطى بوده و او با چه نوع موجى از امواج فرهنگى برخورد مىكرده است ، و خواهيم دانست كه كندى در چنان محيط مشتعل و گرم افكار و علوم ، طلوع و ظهور كرده و استعدادهاى او در اثر آن شعله‌هاى گرم و سوزان پخته شده است . در اين صورت خواهيم دانست كندى در اوايل زندگى خود ، در بين طوفان اعتزال و در اثناى رشد نهضت كلامى تا مرحلهء كمال آن مىزيسته و در حقيقت در ميان بحرانى از يك جنبش فكرى نيرومند قرار گرفته بود و به آثار افكار اجنبى با شوق و عطش برخورده و با آن مواجه شده بود كه فرصت استفاده از فرهنگهاى خارجى را يافت . وى تا حد زيادى از روح منتشر در آن محيط متأثر شد و بر معارف متنوع و پردامنه‌اى اطلاع پيدا كرد كه كمتر براى كسى آن‌چنان محيطى فراهم مىشد و تأليفات متنوع او شاهد بر اين مدعا است كه در آنها بسيارى از مشكلات و نظريات را مورد بحث قرار داده است و از آن محيط ، با استمداد از طبيعت نژادى خويش و روح اسلامى و قواى فكرى خارجى كه به محيط اسلامى راه يافته بود ، داراى چنان فرهنگ دامنه‌دارى شد كه پيشتر دانستيم . واضح است كه رنگهاى گوناگون از آن مواد مختلف علمى و فرهنگى در روح و تمايلات قلبى او ته‌نشين شده بوده است و افكار اعتزال در آن دوره ، افكارى بود كه بر جامعهء اسلامى روز سايه افكنده بود و مأمون و برادرش ، معتصم هم آن را پذيرفته بودند و در عين حال كندى را هم در حمايت خود داشتند ، در اين صورت بعيد نيست كه كندى تحت تأثير افكار اعتزال زير سايهء آن دو خليفه رفته و از آن تمايلات اعتزالى محيط خود ارثى برده باشد . از دلايل اين تأثر رساله‌هايى است كه در باب موضوعات مورد نظر معتزله نوشته است . مثلا
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 465 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان