به وجود آمدن بود ، در تمام جهات و جوانب معرفت بشرى كه در آن عصر شناخته شده يا در شرف شناخته شدن بود ، كوششهاى فراوان كرده و با حرارت و نشاط كامل وارد شده است و اين درجه از كوشش و كار از جانب يك متفكر عرب ، آن هم در آن زمان ، از حدود توقع انسان خارج است .
مىبينيم وى در هر فرعى از فروع معرفت ، تأليفات و رسائل متعدد دارد : 22 كتاب در فلسفه و 19 كتاب در علم نجوم و 16 تأليف در علم فلك و 17 رساله در جدل و 11 تأليف در حساب و 13 تأليف در هندسه و 12 تأليف در طب و 12 تأليف در طبيعيات و 8 تأليف در كرويات و 7 اثر در موسيقى و 5 رساله در نفس و 5 رساله در مقدمهء المعرقة و 9 كتاب در منطق و 10 رساله در احكاميات و 14 رساله در احداثيات و 8 رساله در ابعاد .
علاوه بر آنها رسالههايى در الهيات ارسطو ، معرفت داروهاى مركب ، مد و جزر و سبب رنگ لاجورديى كه در هوا ديده مىشود و در بعضى از آلات فلكى و نيز مقالاتى در تحويل سالها ، در علم معادن و انواع جواهر و اشياء و انواع آهن و شمشيرها ، دارد .
چنان كه باز رسالههايى در اخلاق و در آنكه نبايد گول كسانى را خورد كه معتقد به كيميا ( يعنى تبديل فلز به طلا ) هستند ! و در علم مناظره و علوم ديگر هم دارد .
قديمترين كسى كه كتابهاى كندى را احصا نموده ، النديم است كه آنها را در الفهرست شمرده ، پس از او قفطى و ابن ابى اصيبعه و صاعد و ديگران هستند كه بعضى زياد و بعضى كمتر نوشتهاند و بههرحال چه كم و چه زياد نشان مىدهد كه كندى قريحهء سرشار داشته و در عصر خود در علوم روز ، يگانه بوده و دلالت دارد كه به علوم زمان احاطه داشته است و احاطهء او نشانهء وسعت دايرهء اطلاعات و قدرت عقلى و كوشش زياد اوست . آثار بسيار او انعكاسى بزرگ در محيط علمى و در نزد صاحبان افكار قديم داشته است و همگى به فضل او اعتراف كردهاند .
ابن ابى اصيبعه در طبقات الاطباء مىگويد : « كندى تأليفات گرانقدر و رسالههاى بسيار در تمام علوم دارد . . . » .
ابن نباته مىگويد : « . . . دولت معتصم به وجود كندى و به تأليفات او درخشندگى خاص داشت و تأليفات او بسيار است . . . » .
ابو حيان توحيدى مىگويد : « كندى در علوم مختلف تأليفات و رسالههايى متعدد داشت كه در بين مردم نفوذ بسيار كرده بود و مردم به آنها اقبالى عجيب داشتند » . « 1 »
ابن يونس مىگويد : « كندى فاضل زمان خود در معرفت همهء علوم و او فيلسوف عرب بود » . « 2 »
هامش
( 1 ) - المقابسات ، ص 85
( 2 ) - تراث العرب العلمى ، ص 138