روش را داشته است . « 1 »
البتّه اين قبيل تعبيرات را مىتوانيم قرينهء محكمى بر شيعه بودن او قرار دهيم و احتياج به قراين ديگر نداشته باشيم .
آنچه در اين باب قابل تذكر و اشاره است ، اين است كه هريك از ظهير الدّين بيهقى در كتاب خود بنام تتمة صوان الحكمة و شهر زورى در نزهة الارواح بيان داشتهاند كه در مليت كندى اختلاف است ، بعضى او را يهودى دانستهاند كه مسلمان شده است . اين گفتار بسيار غريب و دور از تصديق است زيرا دانستيم كه پدران و اجداد او همگى مسلمان بودهاند و در سايهء اسلام بزرگ شدهاند و جدش « اشعث كندى ابن قيس » بر رسول خدا ( ص ) وارد شد و مسلمان گرديد . « 2 »
و عجيبتر آنكه ويل دورانت مستشرق و مؤلف تاريخ تمدن به كندى نسبت داده است كه او رسالهاى در دفاع از نصرانيت نوشته است . بهطور يقين نسبت تأليف اين رساله به كندى درست نيست و رسالهاى را كه مستشرق مزبور عنوان كرده است تأليف عبد المسيح بن اسحاق كندى است كه در رد رسالهاى است كه عبد اللّه بن اسماعيل هاشمى نوشته و براى او فرستاده بوده است . عبد المسيح هم رسالهء خود را نوشته و براى عبد اللّه بن اسماعيل هاشمى فرستاده و او را - در مقابل دعوت هاشمى از او به مسلمان شدن - دعوت به مسيحيت كرده است . مستشرق مذكور به علت مشابهت در اسم ، اين اشتباه را كرده است و اين دو رساله در آثار الباقيهء بيرونى عنوان شده است . « 3 »
كوشش علمى كندى
براستى موجب اعجاب و دهشت است كه مىبينيم كندى در اوايل دورهء ترجمهء افكار و فرهنگهاى اجنبى و در دورهء تكوين افكار فلسفى ، در ايامى كه بيشتر معارف در حال
هامش
( 1 ) - - كتاب رسائل الكندى الفلسفية كه با پابرگهاى استاد محمد عبد الهادى ابو ريده چاپ شده ، اين تعبيرات ( يعنى شمول صلوات بر آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين . ويراستار ) در اغلب آن رسالهها ديده مىشود .
( 2 ) - رسائل كندى ، ص 2 ، به بهطورىكه در جاى ديگر اشاره كرديم بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) بعضى از افراد خانوادهء اشعث خاصه در خلافت على عليه السلام و حسن بن على عليه السلام زحماتى وارد كردند . - م .
( 3 ) - تاريخ تمدن ويل دورانت ، ترجمهء فارسى ، ج 11 ، ص 166 ، پابرگ .