تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
و حرف تازه‌اى نزدى ، ابو تمام مختصرى تأمل كرد و سپس گفت :
لا تعجبوا ضربى له من دونه * مثلا شرودا فى الندى و البأس فالله قد ضرب الاقل لنوره * مثلا من المشكاة و النبراس
از مثل زدن من كه با تمثيلى دون مقام او در موردى نادر و نامناسب مثلش زدم ، تعجب نكنيد . خدا هم براى توصيف نور خود ، فانوس و چراغ را مثل آورده است . كندى در اين موقع به احمد بن معتصم گفت : اين مرد زندگى زيادى نمىكند . « 1 »

شيعه بودن كندى

سيد بن طاوس در جزء پنجم از كتاب خود فرج المهموم كندى را از آن دسته از علماى شيعه قلمداد كرده كه نجوم مىدانستند ، و چنين گفته است : « از كسانى كه شهرت به علم نجوم دارند و گفته شده است كه از علماى شيعه‌اند ، شيخ فاضل كندى . . . » . و باز مىگويد : « آنچه از تأليفات او به ما رسيده و در علم نجوم است ، رسالهء او در اين علم در پنج جزء است . » « 2 » تهرانى هم او را در عداد مؤلفان شيعه آورده و بعضى از مؤلفات او را هم نقل كرده است . « 3 » ديديم كه او در پايتخت و مركز تشيع ، كوفه ، ولادت يافته است و كوفه وطن پدران و اجداد او بوده و طبعا وى تحت تأثير روح محيط خود قرار گرفته است . به علاوه ديده‌ايم كه وى رساله‌هاى خود را با عباراتى كه عادتا شيعه آنها را به كار مىبرند و از مختصات شيعيان است ختم كرده ، چنان‌كه در خاتمهء رسالهء خود فى الفلسفة الاولى مىگويد : « و الحمد للّه رب العالمين ، و صلواته على محمد النبى و آله اجمعين » و يا در آخر رسالهء خود فى سجود الجرم الاقصى مىنويسد : « و الحمد للّه رب العالمين ، و الصلاة على محمد المصطفى و آله الطاهرين » و در آخر رسالهء خود فى النفس و آخر رسالهء خود فى حدود الاشياء و جاهاى ديگر همين
هامش
( 1 ) - معاهد التنصيص ، ج 1 ، ص 15 ( 2 ) - الذريعة ، ج 1 ، ص 377 و ج 7 ، ص 12 ( 3 ) - به يازده جلد چاپ‌شدهء الذريعة نگاه كنيد كه قسمتى از مؤلفات كندى را آورده است . به ويژه به ج 1 ، ص 377 و ج 7 ، ص 12 رجوع شود .