كسالتى پيدا كرد كه بيمارى او با شراب قابل علاج بود و براى آن بيمارى هميشه شراب مىنوشيد ، ولى آشاميدن شراب را ترك كرد و توبه نمود و ساير معالجات ديگر در او اثر نكرد ، ناچار متحمل دردهاى بيمارى شد و به علت همان بيمارى درگذشت .
كندى شاگردان بسيارى داشت كه بعضى از آنها از اقطاب فكر اسلامى در دورهء خود شدند ، اينان نزد كندى درس خوانده و زيردست او فارغ التحصيل شده بودند . نام عدهاى از آنها به اين شرح است :
1 - محمد بن يزيد معروف به دبيس ، اين دانشمند در كيمياگرى هم كار مىكرد همچنين مشغول كارهاى ( برانى ) « 1 » بود ، كتاب الجامع و كتاب اعمال الاصباغ ( كارهاى رنگى ) و ساخت مركب و مداد ، از اوست . « 2 »
2 - زرنب ، كندى رسالهاى به نام شاگردش زرنب ، در بيان اسرار ستارگان و مقدمهء كارهاى رنگى نوشته است .
3 - احمد بن طيب سرخسى فيلسوف معروف . « 3 »
4 - ابو زيد احمد بن سهل بلخى . « 4 »
5 - ابو معشر جعفر بن محمد بلخى . « 5 »
شاگردان ديگرى هم ( كه نامشان شبيه و هموزن نام سيبويه بوده ) داشته است . آنها جماعتى بودند كه از آن جملهاند : حسنويه ، نفطويه ، سلمويه ، رحمويه . « 6 »
بديهى است شهرت علمى و شخصيت فلسفى و نزديكى او به دربار عباسى ، از علل و عوامل اصلى در برانگيختن جمعى عليه او ، به صورت رقيب و حسود و دشمن شده بود كه مزاحم موقعيت او شده بودند و حسودان بسيارى داشت ، همان گونه كه هر بزرگى و هر صاحب مقام يا علمى داشته و دارد .
از اين دسته رقبا و حسودان دو نفر به نام محمد و احمد فرزندان موسى بن شاكر بودند كه ستارهء اقبال آنها در دورهء كندى درخشيد و در رياضيات و هيئت و فلسفه نبوغى داشتند و البتّه فضل و شهرت كندى ، آن دو را آزار مىداد ، مخصوصا كه مىديدند وى در دربار بنى عباس و دستگاه پرعرض و طول خليفه ، بسيار مقرب است . لذا مصمم شدند عليه او نزد متوكل عباسى اقدام به نمامى و توطئهچينى كنند و در نتيجه او را از موقعيتى كه داشت پس زدند و از دربار دورش كردند و متوكل او را كتك زد و كتابهاى او را مصادره
هامش
( 1 ) - فهرست النديم ، ص 506 - ( برانى ) سفالهاى لعابى است و « اعمال برانيات » كه در متن عربى آمده همان سفالگرى و لعابكارى است . ويراستار
( 2 ) - عيون الانباء ، ص 182 ، ج 2
( 3 ) - اخبار الحكماء ، ص 246
( 4 ) - معجم الادباء ، ج 3 ، ص 62 - 63
( 5 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 181
( 6 ) - اخبار الحكماء ، ص 246