نصيحتهايى بسيار در امر حرص از او نقل كردهاند كه به پسرش ابو عباس گفته و قسمتى از آن به اين شرح است : « اى پسرم معاملات و رفتار تو با مردم مثل كسى باشد كه شطرنجبازى مىكند ، آنچه خوددارى براى خود نگاهدار و از آنچه ديگران دارند بگير ، اگر مال تو از دستت رفت ، ديگر برنمىگردد ، و بدانكه دينار ، تبدار است ، اگر آن را خرج كردى مىرود ، و بدان هيچچيزى زودتر از دينار فانى نمىشود ، اگر خرد شد رفته است ، چنان كه كاغذ هم اگر از لولهء خود باز شود پراكنده مىشود ، مثل درهم ، مثل پرنده است . مادام كه در دست تو است مال توست ، و اگر پريد مال ديگرى مىشود . « متلمس » شاعر گفته است :
قليل المال تصلحه فيبقى * و لا يبقى الكثير مع الفساد
لحفظ المال خير من فناء * و سير فى البلاد به غير زاد
اگر مواظب مال كم باشى باقى مىماند ، و مال زياد اگر فاسدش كنى ، باقى نخواهد ماند ؛ نگاهدارى مال بهتر از فانى كردن آن است كه در شهرها بدون زاد و توشه سرگردان شوى .
و از كندى است كه گفت : « يكى از نشانههاى شرافت بخل آنست كه به سائل مىگويى نه و سر را براى گفتن نه بلند مىكنى و نشانهء ذلت و رنج آن اين است كه چون به سائل مىگويى آرى ، سرت را به زير مىاندازى » ، و باز گفته است : « دينار تبدار است ، اگر خرجش كنى مىميرد و درهم زندانى است ، اگر آزادش كنى ، فرار مىكند . و مردم ارزش ندارند ، از آنها بگير ، و چيزهاى خود را نگاهدار و حفظ كن » . « 1 »
اين سفارشها - اگر انتسابش به كندى درست باشد - بههيچوجه با شرافت دانش حقيقى هماهنگ نيست ، و از روح فلسفه و از خصال كرم كه شايستهء علماست ، بسيار دور خواهد بود ، اگر وى گويندهء اين مطالب بوده ، بايد بگوييم كه آن را در وضعى مخصوص گفته و يك موقعيت مادى مخصوص ايجاب مىكرده است چنين بگويد ، و ممكن است بگوييم كه اين سفارشها هم نوعى از حكمت رشتهء بدبينى بوده كه از زندگى سخت و تحت فشار حكايت مىكند ، و نشان مىدهد نفوس انسانى اگر تحت فشار ماديات بروند ، چگونه قدرت قاهرهء مادى آنها را محكوم خود خواهد ساخت . « 2 »
به نظر مىرسد كندى مردى مؤمن و معتقد در اسلاميت ، و متمسك به عقايد اسلامى بوده ، و از آن عقايد دفاع جدى مىكرده است . و شايد شواهدى بر اين مطلب در كتابهاى او به نظر خواننده برسد . كندى مردى بوده كه به احكام شريعت عمل مىكرده است . حكايت كردهاند :
هامش
( 1 ) - مقدمهء رسائل كندى ، ص 16 - 17
( 2 ) - همان مقدمه . . . ص 18 با تصرف .